يستعملوا غير انصاف الاوتار أوقعوا اسم الكل على النصف تخفيفا فى اللفظ ، الخ .
و چون زيگ و زه مانند هماند ، در تعريف نيز تفاوت از حيث معنى نبود .
بدانكه در زيجهاى ديگر كه جداول آنها ستينى است هر كجا كه بايد ضرب شود در اين زيج لگاريتم شده اعنى در تسهيل ياد شده جمع مىشود ، و هر كجا در آنها بايد تقسيم شود در اين تسهيل تفريق مىشود . به بيان روشنتر در زيجهاى ديگر غير از اين زيج مثلا در بدست آوردن چيزى گويند : جيب فلان عدد را در جيب فلان عدد ديگر ضرب يا تقسيم كنند ، اما در اين زيج اول خود آن عدد را بدست ميآوريم سپس مقابل او عددى كه نوشته عليحده مينگاريم ، و نيز مقابل آن فلان عدد ديگرى عددى كه در مقابل او نوشته است نيز مينگاريم ، حال اگر بايد جيب آن دو عدد را ضرب كرد در اينجا آنچه كه در مقابل آن فلان دو عدد مطلوبست جمع مىكنيم ، و اگر در آن زيجات گفتهاند تقسيم كنيم در اينجا تفريق مىكنيم حاصل اين جمع و تفريق آنچه شد در جاى ديگر پيدا مىكنيم كه عدد مقابل او جيب قوس مطلوب بود . و در اين عمل سهولت و تسريع آن ظاهر است .
اين كار از روى اين قاعده است كه اگر مراتب عددى را به ترتيب مثلا دو برابر نموده پيش رويم ، و از ابتداى آن عدد جمع نماييم پيش رويم چنان كه در اين مفروض دو برابر از دو هر عددى با دو جمع شده :
512 256 128 64 32 16 8 4 2 18 16 14 12 10 8 6 4 2 چون مثلا 8 را در 16 فوقانى ضرب كنيم 128 مىشود ، و چون 6 و 8 كه در زير 8 و 16 مىباشد جمع شود 14 مىشود
هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 253
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٥٣