تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك نكته (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
از زه . اما معرب از زيگ را عبد الله بن محمد مخاطب به محارتخان در آغاز تسهيل زيج محمد شاهى آورده است بدين عبارت : بدانكه زيج معرب زيگ است بكاف فارسى ، پس زيج بجيم عربى باشد و آنكه بجيم فارسى خوانند غلط تمام است . و زيگ نام آن ريسمانيست كه حلاجان بر پارچها نقش و نگار كنند ، و آن قانونيست جامه باف را در معرفت پارچهاى منقش ، و همچنان زيج نيز قانونيست منجم را در شناختن اوضاع فلكى و خطوط جداول زيج در طول و عرض كه كميات حركات كواكب از وى ظاهر گردد ، و شبيه است به آن ريسمانهاى زيگ به طول و عرض درهم كشيده كه بكيفيات نقوش ثياب از آن پيدا شود و راصد در اين صنعت بمنزله نقش بند است . اين بود عبارت كتاب ياد شده . اين كتاب در تسهيل زيج محمد شاهى بسيار اهميت بسزا دارد و بعضى از جداول آن لگاريتم است و در تعديلات قمر بخصوص در تعديل سوم آن و همچنين در جداول مزاجات و اتصالات حيرت‌آور است و فوائد اين كتاب بسيار است نسخه‌اى مخلوط از آن در تملك راقم است . قريب بدانچه كه در تعريف زيج گفته است در غياث - اللغات نيز آمده است . اما معرب از زه را ابوريحان بيرونى در مقاله سوم از قانون مسعودى ( ج 1 ص 271 طبع حيدر آباد ) آورده است بدين عبارت : ان هذا الصناعة اذا اريد اخراجها الى الفعل بمزاولة الحساب فيها فالاعداد مفتقرة الى معرفة اوتار قسى الدوائر فلذلك سمى اهلها كتبها العملية زيجات من الزيق الذى هو بالفارسيه زه اعنى الوتر و سموا انصاف الاوتار جيوبا و ان كان اسم الوتر بالهنديه جيبا و نصفه جيبارد و لكن الهند اذ لم