ديدهاى خواهم سبب سوراخ كن * تا حجب را بر كند از بيخ و بن
نكته 438
در كتابهاى يونانى برهان تناهى ابعاد بدينصورت است كه از يك نقطه دو ضلع مثلث تا بىنهايت فرض شود و مدعى بر آن اثبات گردد .
بر اين فرضيه ايرادها شده است كه برخى از آنها در شرح خواجه طوسى بر اشارات يازدهم نمط اول اشارات شيخ عنوان شده است ، و آن ايرادها را رد كردهاند به اين بيان كه برهان به صورت نردبان باشد طى خاص بنام برهان سلمى در آمده است و برهان سلمى از اسلاميان است و به اتم وجه در شرح خواجه بر اشارات تقرير شده است .
و برهان ترسى در حقيقت همان سلمى است چنان كه بر خبير در فن پوشيده نيست ، و برهان ترسى را در تعليقات اينجانب بر فصل هشتم جواهر و اعراض اسفار مىيابى ، و علامه بهائى در كشكول ( ص 323 طبع نجم الدوله ) عنوان كرده است . و غير از برهان سلمى و ترسى ، برهان تطبيق و مسامته در اثبات تناهى ابعاد آوردهاند و تطبيق و مسامته را خواجه در شرح اشارات آورده است و صدر المتالهين نيز در فصل مذكور مبرهن كرده است ، مع ذلك كله الكلام كل الكلام فى اثبات المدعى .
نكته 439
در عالم رويا همه تمثلات از منشئآت نفس و از مدركات نفساند و لدى النفس بذاتها حضور دارند و قائم بنفساند كه قيام فعل بفاعل است پس وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است و در حقيقت در عالم رويا هم تو مخاطبى و هم تو مخاطب و هم آمرى و هم مؤتمر و هكذا و از اين نكته بوحدت وجود و وحدت در كثرت و كثرت در وحدت واجب با ممكنات و نحوه قيام ممكنات به حق تعالى پى ببر .