يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ
حضرت موسى ( ع ) عصا را انداخت و اژدها شد و دستش را بدر آورد و ميدرخشيد .
و در مؤمن 79 فرمود
وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ
.
و در رعد آيه 39
وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
پس هر آيتى كه از رسول آيد باذن الله است و همه باذن الله است و اين اذن قولى و لفظى نيست مربوط به ولايت تكوينى است كه ولى الله در خويش مىيابد .
و در اين آيه تأمل شود
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْهِمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
( اعراف 161 ) كه ضمير متكلم مع الغير آورده است بسيار لطيف و دقيق است كه هم فعل موسى است و هم فعل الله نه اينكه دو كس و دو فاعل مستقل بلكه فعل موسى ( ع ) نيست مگر فعل الله فافهم . و همچنين در آياتى كه خداوند متعال فعلش را در مقام استيلا و سلطنت و قدرت مطلقه ضمير متكلم وحده ميآورد و در مقامى كه اسباب را دخالت ميدهد ضمير متكلم مع الغير ميآورد دقت بسزا لازم است . خداوند متعال نور فهم و عقل به همه مرحمت كناد .
دفتر دل در پيرامون همين نكته گفته است :
به بسم الله الرحمن الرحيم است * كه عارف محيى عظم رميم است
چو خود اسم ولى كردگارست * نفخت فيه من روحى شعارست
بنفخى جان دهد بر شكل بيجان * خرد از او چو مار سله پيچان
بگاو مرده با پايش كند هى * از آن هى گاو مرده مىشود حى