نكته 308
علم مشخص روح و عمل مشخص بدن أخروى است پس بدانكه چنانچه غذا معد نفس در ايجاد بدن اخروى باذن الله تعالى است همچنين ديدنها و شنيدنها و آنچه كه از راه حواس ظاهره است همه معد نفس ناطقهاند كه بوزان آنچه از حواس راه به نشأه يافته است باذن الله در خود ايجاد مىكند كه صورت علميهء آنچيز است و اين صورت علميه اتحاد با عالم پيدا مىكند به حكم اتحاد عالم بمعلوم كه همان اتحاد مدرك به مدرك ، و اتحاد عاقل بمعقول است . حال نفس اگر ضعيف باشد اين صور علمى كه بقدرت و انشاء آن باذن الله ايجاد شدند آثار وجود خارجى بر آنها مترتب نيست و آنها را وجودى است نفسانى كه يك نحوه وجود اشياء خارجى است در نشأه ديگر . و اگر نفس قوى باشد چون نفوس او تا دو ابدال و كاملين و انبيا و رسل و ديگر سفراى الهى كه مؤيد به نفس قدسى اعنى روح قدسىاند مىتوانند آن صور را بقدرت نفسانى خودشان باذن الله تعالى كه اذن تكوينى در دل هر ذره نهاده است تا چه رسد در سر نفوس مؤيدين من عند الله تبارك و تعالى در خارج از نفس خودشان نيز ايجاد كنند كه آثار خارجى بر آنها مرتب شود به تعبير محيى الدين در فص اسحاقى فصوص الحكم : العارف يخلق بهمته الخ چنان كه ثامن الحجج ( ع ) مانند شير پرده شير خارجى را با نشاء نفس نفيس قدسى خود ايجاد كرده است و ابو الحسن هادى ( ع ) به صورت منقوش در سفره كه مانند رغيفى مدور بود ، امر ميدهد سبعى مىشود و در مجلس متوكل هندى مشعبد را مىخورد ( 128 مشارق برسى ) و موسى كليم عصا را اژدها كرده است كه همه علل و اسباب معدات و شرائطى در خارج مىبايستى دست هم بگيرند تا بگذشتن ادوار و اكوارى آن عصا اژدها گردد آنهمه عوامل را نفس قدسى موسى كليم ( ع ) باذن الله تعالى جمع كرده است و در چوبدستى تعبيه كرده است و آن را