نكته 243
ماهيات اعتبار حدود وجوداتاند كه در مراتب و منازل وجود ساكناند وجود آنها را از جاى خودشان بيرون آورده است و در منازل زيرين نشانيده است و سپس در همه منازل مى - گرداند ، و اكثرى چون تنها حد را كه ما به الامتياز است گرفته و محدود را كه ما به الاتفاق است ترك گفته و فراموش كردهاند لهذا از حكم وحدت دور و پيوسته با كثرت محشورند .
نكته 244
مرحوم سپهر در ناسخ التواريخ ( ص 561 جلد حضرت رسول ص ) طبع ناصرى در رحلت پيغمبر اكرم ( ص ) گويد :
بروايتى چون على عليه السلام آن جسد مطهر را در لحد جاى داد گفت : اللهم هذا اول العدد و صاحب الابد نورك الذى قهرت به غواسق الظلم و بواسق العدم و جعلته بك و منك و اليك و عليك دالا دليلا روحه نسخة الاحدية فى اللاهوت و جسده صورة معانى الملك و الملكوت و قلبه خزانة الحى الذى لا يموت طاوس الكبريا و حمام الجبروت .
نكته 245
انسان داراى خصوصيتهايى از قبيل اكل و شرب و نكاح و غيرها است كه اين خصوصيتها را در هر عالم مطابق شأن و اقتضاى همان عالم دارا است در اين عالم ماده كه نشأة اولى است روشن است و در نشآت ديگر كه سلسلهء علل طولى وجودى اينجا هستند بقياس آن نشئآت با اين نشأة است صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ
( الواقعة 63 ) در اين نكته خيلى دقت كن كه تا بمعنى بسيارى از آيات و روايات برسى .
نكته 246
ماهيت چون رنگ وجود گرفت يعنى موجود شد مخفى و پوشيدهتر مىشود چه شأن ماهيت و حقيقت او اختفاء است و چون بوجود آيد از اختفاء بدر آمد پس از حقيقت اوليش دور شد و هر چه از حقيقت خود دور شود البته از آن واقعيت خود دور شد پس ماهيت بوجود آمدن مخفىتر شد .