يعنى بارالها بهرچه خواهى مرا آزمايش فرما كه هر چه رضاى تو باشد من همان را مىپسندم ، به حصر بول مبتلا شد ، و فرمود وى را برداشتند و در كوچهها مىگردانيدند او بدر هر مكتبخانه ميرسيد بكودكان مىگفت عم دروغگوى خود را دعا كنيد .
نكته 195
جناب استاد علامه طباطبائى اظهار داشتند كه استادم مرحوم آقا سيد حسين بادكوبى مىفرمودند كه شرح حكمت اشراق قطب شيرازى تقريرات درس خواجه قده است كه قطب از محضر خواجه استفاده كرده است و افادات خواجه و بياناتش را در پيرامون گفتار شيخ اشراق تقرير كرده است و وقت ديگر مىفرمودند كه خواجه خود مشرب اشراق داشت .
نكته 196
فلسفه حرف مىآورد و عرفان سكوت . آن عقل را بال و پر مىدهد و اين عقل را بال و پر مىكند . آن نور است و اين نار . آن درسى بود و اين در سينه . از آن دلشاد شوى و از اين دلدار . از آن خداجو شوى و از اين خداخو . آن به خدا كشاند و اين به خدا رساند . آن راه است و اين مقصد ، آن شجر است و اين ثمر آن فخر است و اين فقر ، آن كجا و اين كجا .
نكته 197
اتحاد عاقل بمعقول مبرهن است و در آن دغدغهاى نيست و منازع مكابر عقل خود است . همانطور كه غذاى مادى جسمانى با آكل متحد مىگردد كه آب و نان مثلا جزء بدن آكل مىشود و خود بدن مىگردد كه اتحاد آكل بماكول است ؛ همچنين غذاى روحانى كه طعام عقل است و آن علوم يقينى و معارف حقه و اعمال صالحه است ، جزء آكل كه نفس ناطقه است مىگردد و خود آن مىشود در اينجا هم اتحاد آكل بمأكول است پس بطور تعميم اتحاد آكل بمأكول شامل هر دو قسم است .
نكته 198
ص 126 علم اليقين جناب فيض چاپ سنگى رحلى :
و باسناده عن مولانا الصادق ( ع ) قال ليحببكم ان تقولوا العلم