است كه حضرت وصى ( ع ) به كميل كامل تعليم فرمود تفصيل آن در اعمال شب نيمه شعبان اقبال سيد ابن طاوس مذكور است و ما در رساله ولايت تكوينى آوردهايم .
و ديگر كلام امير به كميل است كه در نهج البلاغه آمده و آن را مأخذ بسيار است كه در رساله تكوينى آوردهايم : قال كميل بن زياد اخذ بيدى امير المؤمنين عليه السلام فاخرجنى الى الجبان فلما اصحر تنفس الصعداء ثم قال يا كميل ان هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها الخ و كلمات ديگر آنحضرت به كميل .
نكته 187
الحمد لله ، سبحان الله ؛ الحمد شرح لجماله و التسبيح شرح لجلاله .
نكته 188
مصداق در ذاتيات است و مصدوق در عرضيات اگرچه ذاتى در باب برهان باشد كه باز عرضى است چون امكان شجر مثلا كه شجر مصدوق امكان است چنان كه مصدوق رنگ سبز است ولى جوهر و جسم و نامى كه از ذاتيات باب ايساغوجىاند شجر مصداق آنها است ( صفحه 36 جلد اول اسفار صدر المتالهين ط 1 ) .
نكته 189
صلوات بر محمد و آل محمد ( ص ) فعلى از افعال ما است و علم و عمل هر دو جوهرند كه گوهر انسان را مىسازند و عين حقيقت و ذات انسان مىشوند . و انسان كامل مبراى از امكان استعدادى است كه در كمال بفعليت رسيده است هر چند عبد شكور است پس بدانكه صلوات عائد ما مىشود كه از نقص بكمال و از قوه بفعليت ميرويم نه عائد آنكه خود عارى از قوت است . در باب ذم دنياى از مجموعه و رام روايت شده است كه :
روى ان سليمان بن داود مرفى موكبه و الطير تظله و الجن و الانس عن يمينه و شماله فمر بعابد من عباد بنى اسرائيل فقال و الله يا ابن داود لقد آتاك الله ملكا عظيما قال فسمعه سليمان ( ع ) فقال لتسبيحة فى صحيفة مؤمن خير مما اعطى ابن داود و ان ما اعطى