مرحوم فروغى در آخر گفته است : « علم و حكمت افلاطون در عين اينكه ورزش عقل است از سرچشمهء عشق آب مىخورد . . . . » .
از مجالس المؤمنين عالم جليل قاضى نور اللّه شهيد سخنى نقل كنيم :
تحصيل يقين به مطالب حقيقت كه حكمت عبارت از آن است ، يا به نظر و استدلال حاصل مىشود ، چنان كه طريقه اهل نظر است و ايشان را علماء و حكماء مىخوانند ، يا به طريقه تصفيه و استكمال ، چنان كه شيوهء اهل فقر است و ايشان را عرفاء و اولياء مىنامند ؛ و اگر چه هر دو طائفه به حقيقت حكمايند ، ليكن طائفه ثانيه چون به محض موهبت ربّانى فائز به درجهء كمال شدهاند و از مكتبخانهء « و علّمناه من لدنّا علما » سبق گرفتهاند و در طريق ايشان اشواك شكوك و غوائل اوهام كمتر است ، اشرف و اعلى باشند ، و به وراثت انبياء كه صفوت خلايقاند ، اقرب و اولى خواهند بود ؛ و هر دو طريق در نهايت وصول سر به هم باز مىآورد « و إليه يرجع الأمر كلّه » .
و ميان محقّقان هر دو طريق هيچ خلاف نيست ؛ چنان كه منقول است كه شيخ عارف محقّق شيخ ابو سعيد ابو الخير را با قدوة الحكماء المتأخرين شيخ ابو على سينا ( قدّس اللّه روحهما ) اتفاق صحبتى شد . بعد از انقضاى آن ، يكى گفت آنچه او مىداند ما مىبينيم ، و ديگرى گفت آنچه او مىبيند ما مىدانيم .
و هيچكس از حكماء انكار اين طريق ننموده بلكه اثبات آن كرده ؛ چنان كه ارسطاطاليس مىگويد :
هذه الأقوال المتداولة كالسلّم نحو المرتبة المطلوبة فمن أراد أن يحصّلها فليحصّل نفسه فطرة أخرى .
و أفلاطون الهى فرمود : « قد تحقّق لي ألوف من المسائل ليس لي عليها برهان » .
و شيخ ابو على سينا در مقامات العارفين مىفرمايد :
و من أحبّ أن يتعرفها فليتدرّج إلى أن يصير من أهل المشاهدة دون المشافهة ، و من الواصلين إلى العين دون السّامعين للأثر .
و حكيم الهي شيخ شهاب الدين مقتول كه محيى رسوم قدماى حكماء است ، در تلويحات نقل مىكند كه در خلسه لطيفه كه به اصطلاح اين طايفه آن را غيبت گويند ،
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٨٨