هيئت خاصّ حصول مىيابد ؛ و به قول عارف شبسترى در گلشن راز :
مقدّم چون پدر تالى چو مادر * نتيجه هست فرزند اى برادر
و عارف رومى در مثنوى گويد :
آسمان مرد و زمين زن در خرد * هر چه آن انداخت اين مىپرورد
مناسب است كه چند جمله از معلّم عصر جناب استادم حاج ميرزا ابو الحسن شهير بعلّامه شعرانى ( رفع اللّه درجاته ) نقل كنم . آن حضرت در كتاب راه سعادت بحثى به عنوان « آفرينش نر و ماده از هر شىء » پيش كشيده است . او فرموده است :
چند آيهاى كه بايد مورد اعجاب علماى طبيعى شود : علماى طبيعى اروپا ثابت كردهاند هر گياه نر و ماده دارد ، و باد گردى از نر منتقل به ماده مىكند و آن را آبستن مىكند ، و در سوره حجر آيه 22 است :
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ
؛ يعنى فرستاديم بادها را آبستن كننده .
در سوره رعد ، آيه 3 :
وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ
: يعنى از همه ميوهها در زمين جفت نر و ماده قرار داد . ديگر در سوره و الذاريات :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ
؛ يعنى از هر چيز جفت نر و ماده آفريديم ( در عربى زوج بر يك تا اطلاق مىشود . به اين جهت آن را تثنيه مىبندند ، و زوجين به معنى نر و ماده است ) ، در قديم كسى از نر و ماده گياهان خبر نداشت ، مگر خرما .
و در سوره يس آيه 36 است :
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ
؛ يعنى منزّه است آن كه جفتها را آفريد همه را از آنچه زمين بروياند و از خود ايشان ( بنى نوع انسان ) و از چيزهايى كه نمىدانند .
از اين آيه معلوم مىشود كه جفت بودن مخصوص به انسان و گياه نيست و چيزهايى ديگر است كه مردم آن روز نمىدانستند و علمشان به آن نرسيده بود مانند الكتريك ، و آن را هم خدا جفت آفريده است .
فروغى روش افلاطون را عامتر از روش سقراط معرّفى كرده است ؛ ولى بايد گفت كه نخستين طريق حكماى الهى در پى بردن به معارف و حقايق ، تزكيت نفس است ، و اگر نفس معتدل نباشد ، آثار او به اعتدال نخواهد بود ؛ حتّى اگر كاتب را نفس پاكيزه