نباشد ، خطّ او داراى شأنى نخواهد شد . مرحوم مير عماد حسنى خطّاط ممتاز شهير كه خطّ او به عبارت « خطّ مير » ضرب المثل واقع شده است در رساله آداب المشق ، فصل اوّل آن را در اين باب عنوان كرده است و گفته است :
بدان كه كاتب بايد از صفات ذميمه احتراز نمايد ؛ زيرا كه صفات ذميمه در نفس علامت بىاعتدالى است ، و حاشا كه از نفس بىاعتدال كارى آيد كه در او اعتدال باشد . مصراع :
از كوزه همان برون تراود كه در اوست .
پس كاتب بايد كه از صفات ذميمه بكلّى منحرف گردد و كسب صفات حميده كند تا آثار انوار اين صفات مبارك ، از چهره شاهد خطّش سر زند و مرغوب طبع ارباب هوش افتد .
در راه كسب معارف هم منطق و برهان مىبايد و هم شهود و عرفان ؛ قوله سبحانه :
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ
. ( المجادلة ، الآية 12 )
آن كه عارف شبسترى فرمود :
هر آن كس را كه ايزد راه ننمود * ز استعمال منطق هيچ نگشود
چنان كه عارف رومى نيز فرمود :
پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود
از وجهى بايد صحيح گفته باشند ؛ و آن كه فرمود : « نحن أبناء الدليل » نيز از وجهى صحيح است . كيف كان ، برهان و عرفان توأماناند كه از يك پستان شير مىخورند ؛ اگر مقدّمات برهان صحيح باشد ، در رأى و حكم خود معصوم است و هر حكمى كه كرد حجّت . مع ذلك كلّه حافظ گويد :
خرد هر چند نقد كائنات است * چه سنجد پيش عشق كيمياكار
و سعدى گويد :
دگر ز عقل حكايت به عاشقان منويس * كه حكم عقل به ديوان عشق ممضى نيست
رسالهء ما به نام قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند را كه مكرّر به طبع رسيده است ، در اين مقام اهميّت بسزاست .