تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
حاصل مىشوند ، چنان كه حكيم بزرگوار انكسيمانس ملطى
( Anaximene )
نيز همين وجه را در تشبيه به آينه در اين مقام به كار برده است . وى گويد : ابدع الواحد بوحدانيّته صورة العنصر ، ثم العقل انبعث عنها ببدعة البارى . فرتّب العنصر في العقل ألوان الصور على قدر ما فيها من طبقات الأنوار و أصناف الآثار ، و صارت تلك الطبقات صورا كثيرة دفعة واحدة ؛ كما تحدث الصور في المرآة الصقيلة ، بلا زمان و لا ترتيب بعض على بعض ، غير أنّ الهيولى لا تحتمل القبول دفعة واحدة إلا به ترتيب زمان ؛ فحدثت تلك الصورة فيها على الترتيب . ( اسفار ، ج 2 رحلى ، ص 164 ) ترجمه : واحد تعالى به وحدانيت خود صورت عنصر را ابداع فرمود ، سپس عقل از آن عنصر به ابداع بارى منبعث شده است . عنصر در عقل الوان صور را بر قدر طبقات انوار و اصناف آثار ترتيب داد ، و اين طبقات دفعة واحدة - يعنى يكبارگى - صور كثير گرديدند ؛ چنان كه حدوث صور در مرآت بدون زمان و بدون ترتيب بعض بر بعض حادث مىشود ، جز اين كه هيولى ( يعنى هيولى اولى در طبايع مادّى ) قبول صور به يكبارگى نمىكند ، مگر به ترتيب و زمان ؛ لذا صور در آن به ترتيب حادث مىشود . در اين عبارت انكسيمانس ، چنان كه ملاحظه مىفرماييد ، عنصر اول را بر عقل مقدّم داشت ، و عقل را يكى از تعيّنات آن دانست ، و عنصر به اين معنى باهبائى كه شيخ اكبر در باب ششم فتوحات مكّيه عنوان كرده است ، موافق است ؛ بلكه بايد گفت دو لفظ مترادف مفيد يك معنىاند . و در بسيارى از عبارات اين اعاظم ، عنصر اول بر عقل اول ، كه قلم اعلى و اوّل ما خلق اللّه در لسان شريعت است ، نيز اطلاق شده است . صدر المتألهين در مرحله ششم اسفار ، كه در علّت و معلول است ، فصلى معنون به اين عنوان : « في أول ما ينشأ من الوجود الحق » ، درباره صادر نخستين بحث كرده است ، و آن فصل بيست و نهم مرحله ياد شده است ، و خلاصه سخن او در فرق ميان أول ما صدر و أول ما خلق است . و اين كمترين را تعليقه‌اى به تفصيل بدين مفاد بر آن است : الصادر الأول هو ظل اللّه الممدود الذي يعبّر عنه بالوجود المنبسط و الرقّ المنشور و
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 68 | حسن حسن زاده آملى