باطن . و إن شئت قلت : إن النفس في هذه النشأة صورة الهيولى ، و في النشأة الآخرة هيولى الصور ، و تلك الصور كلها مثل قائمة بها قيام الفعل بفاعله .
در موضوع مذكور كه گفتهايم : « حيات و فعليت واقعى انسان ، معارف حقيقى اوست كه گوهر ذات او مىشوند » . حديث شريفى از غرر احاديث در اصول كافى ثقة الإسلام كلينى ( رضوان اللّه عليه ) مأثور است كه زيد شحّام از حضرت ابى جعفر امام محمد باقر عليه السّلام در معنى كريمه
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
سؤال كرده است كه طعام انسان چيست كه خداوند امر فرموده است هرآينه به طعامش نظر كند ؟ امام در پاسخش فرمود : طعام انسان علم اوست ؛ بنگرد كه آن را از چه كسى اخذ مىكند .
( اصول كافى معرب ، ج 1 ، ص 39 )
اينك شايسته است كه به اختصار در پيرامون حديث ياد شده « دم على الطّهارة يوسّع عليك الّرزق » اشارتى به مراتب طهارت انسانى شود :
اى عزيز ! طهارت ارواح و قلوب آدمى موجب مزيد رزق معنوى و قبول عطاياى الهيه على ما ينبغى است :
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
؛ و طهارت صورت نيز - به حكم تبعيّت عالم صور مر ارواح را در وجود و احكام - مستلزم مزيد رزق حسّى است ؛ لذا هم طهارت ظاهره بايد و هم طهارت باطنه .
امّا طهارت ظاهره : طهارت بدن از ادناس و قاذورات است ؛ و طهارت حواس از اطلاق و رها كردن آنها در ادراكاتى كه نياز بدانها نيست ، مىباشد ؛ و طهارت اعضا از اطلاق آنها ، يعنى رها كردن آنها ، در تصرّفات خارج از دايره اعتدال است كه به حسب شرع و عقل معلوم است .
و به خصوص لسان را دو طهارت است : يكى صمت از مالا يعنى ، و ديگر مراعات عدل در آنچه كه از آن تعبير مىكند كه نه به نقص بيان درباره آن جائز باشد ، و نه وصفش بدانچه كه موصوف بدان نيست .
طهارت ظاهره در مراتب قواى عمليه نفسيه ، مرتبهء تجليه است كه نفس ، قوى و اعضاى بدن را به مراقبت كامله در تحت انقياد و اطاعت احكام شرع و نواميس الهيه وارد نموده كه اطاعت اوامر و اجتناب از منهيات شرعيه را به نحو اكمل نمايد تا پاكى