تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
اللّه ( سبحانه ) خزنة النار تسعة عشر بإزاء تلك القوى فقال :
عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
. مطلب عمده در اين مقام اين است كه به ابواب جنّت و نار آگاهىيابى تا به سرّ سپر بودن حروف نوزده‌گانه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
از زبانيه نوزده‌گانه نايل آيى . در بيان آن به نقل كلام جناب خواجه طوسى از تذكره آغاز و انجام تبرّك مىجوييم ، و سپس به پاره‌اى از اشاراتى كه در تعليقات بر آن آورده‌ايم اكتفاء مىكنيم . بدوا به عنوان مزيد آگاهى عرض مىشود : تذكره آغاز و انجام خواجه به تصحيح و تعليق اين كمترين ، از « سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى » چندين بار به حليت طبع متحلّى و متجلّى شده است ، و به حمد اللّه ( تعالى شأنه ) مورد استقبال شايان نفوس مستعدّه شيقه به كمال واقع شده است و موجب مزيد ابتهاج و انبساط اين حقير گرديده است . خداى سبحان را بر اين مواهب سنيه شاكريم . امّا كلام خواجه قدّس سرّه : فصل چهاردهم در اشاره به درهاى بهشت و دوزخ : مشاعر حيوانى كه به آن اجزاى عالم ملك ادراك كنند هفت است : پنج ظاهر و آن حواس خمس است ، و دو باطن و آن خيال و وهم است كه يكى مدرك صور و يكى مدرك معانى است ؛ چه مفكّره و حافظه و ذاكره از مشاعر نيستند ؛ بل اعوان ايشان‌اند . و هرنفس كه متابعت هوا كند و عقل را در متابعت هوا مسخر گرداند .
أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
( فرقان ، آيه 43 ) هر يكى از اين مشاعر سببى باشند از اسباب هلاك او :
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ
( جاثيه ، آيه 23 ) تا حالش آن بود كه
فَأَمَّا مَنْ طَغى * وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى
( نازعات ، آيه 37 ) . پس هر يكى از اين مشاعر به مثابت درىاند از درهاى دوزخ :
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
( حجر ، آيه 44 ) و اگر عقل كه مدرك عالم ملكوت است و رئيس آن همه مشاعر است ، رئيس مطاع باشد و نفس را از هواى او منع كند تا به هريكى از مشاعر آيتى از كتاب الهى را از عالم امرى كه ادراكش به آن مشعر خاص باشد ، به تقديم رساند و به عقل نيز استماع آيات كلام الهى را از عالم خلقى تلقى كند ، به خلاف آن قوم كه
لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا