نعمتاند و براى ديگرى درهاى نقمت . شخصى از همين درها بهشتى بلكه بهشت مىشود ، و ديگرى دوزخى بلكه دوزخ ، و بدان كه مشاعر جمع مشعر اسم آلت است .
فتبصّر .
سعادتمند كسى است كه واردات و صادرات اين ابواب را در تحت مراقبت خويش بدارد ، و اين مراقبت كشيك نفس كشيدن است كه جهاد اكبر است . و به عبارت أخرى اين مراقبت حفظ طهارت است ، در همهء احوال و در همه شئون و اطوار وجودى شخص از طهارت كسوت تا طهارت قلب و سرّ ؛ حديث مروى از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است كه فرمود : « دم على الطهارة يوسع عليك الرزق » ، و رزق عمده براى انسان من حيث هو انسان معارف حقه الهيه است .
آرى ، انسان - من حيث هو انسان - حيات و فعليت واقعى او معارف حقيقى اوست كه گوهر ذات او مىشوند و بدانها از قوت و نقص به در مىآيد و به فعليت و كمال مىرسد ، چه اين كه علم و عمل جوهر سازند ، علم مشخّص روح انسان و مقوّم آن است ، و عمل مقوم بدن انسان من حيث هو انسان است .
و به عبارت ديگر صورت انسان در آخرت نتيجه عمل و غايت فعل او در دنياست ، و ملكات نفس موادّ صور برزخىاند . و به تعبير شريف صدر المتألهين در شواهد ربوبيّه :
الأعمال مستتبعة للملكات في الدنيا بوجه ، و الملكات مستتبعة للأعمال في الآخرة بوجه ( ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 183 )
لذا انسان در نشأه دنيا نوع است و در تحت او اشخاص است ، و در نشأه آخرت جنس است و در تحت او انواع است و آن انواع صور جوهريهاند كه از ملكات نفس تحقّق مىيابند و از صقع ذات نفس به در نيستند .
خلاصه اين كه هرفعلى از افعال انسان ، در مابعد الطبيعه صورتى دارد كه پس از انتقال فاعل آن از اين نشأه در متن ذات او بر او ظاهر مىشود ؛ و علم انسان مشخّص روح او و عملش مشخّص بدن اخروى او است . در اين نشأه كه عالم طبيعت است ، احكام ظاهر حاكم و غالباند ، و در آن نشأه كه
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
است ، احكام