به برخى از اشارات اكتفا مىكنيم :
بدان كه قرآن و سنت همه رمزند - خداوند متعال توفيق فهم آنها را مرحمت بفرمايد - و سفراى الهى همه به رمز سخن گفتهاند تا هر كس به فراخور بينش و به اندازه دانش خويش از آن بهره برد ، و معانى و حقايق را آنچنان در كسوت الفاظ و قوالب محسوسات و صور تمثيلات به در آوردند تا هيچ كس از كنار سفره علوم و معارف الهى بىبهره و دست خالى برنخيزد . الفاظ در اين نشأه حكاياتى دورادور از معانىاند ، و همچنين عبارات و اشارات و آنچه كه در عالم خلق است اظلال و اصنام عالم امرند . و باز در « له الخلق و الأمر » تدبر كن كه هو در له فوق امر و خلق است كه هر دو مراورا است .
ألا إن ثوبا خيط من نسج تسعة * و عشرين حرفا عن معاليه قاصر
شيخ رئيس در رساله معراجيه ( ط 1 ، ص 14 ) چه نيكو فرموده است :
شرط انبياء آن است كه هر معقول كه دريابند در محسوس تعبيه كنند و در قول آرند تا امّت متابعت آن محسوس كنند و برخوردارى ايشان هم معقول باشد ، ليكن براى امّت نيز محسوس و مجسّم كنند ، و بر وعد و اميدها بيفزايند و گمانهاى نيكو زياده كنند تا شرطها به كمال رسد ، و تا قاعده و ناموس شرع و اساس عبوديت منحل و مختل نشود ، و آنچه مراد نبىّ است پنهان نماند ، و چون به عاقلى رسد به عقل خود ادراك كند و داند كه گفتههاى نبىّ همه رمز باشد به معقول آكنده ؛ و چون به غافلى رسد به ظاهر گفته نگرد و دل بر مجسمات محسوس حريص و خوش گرداند و در جوال خيال شود و از آستانه و هم در نگذرد ، مىپرسد نادانسته و مىشنود نادريافته . الحمد للّه بل اكثر هم لا يعلمون .
و نيز در فصل هشتم از مقاله نخستين الهيات شفاء گويد ( ص 65 ، به تصحيح و تعليق راقم ) :
و إن من الفضلاء من يرمز ايضا برموز ، و يقول الفاظا ظاهرة مستشنعة أو خطأ و له فيها غرض خفى ، بل اكثر الحكماء ، بل الأنبياء الذين لا يؤتون من جهة غلطا أو سهوا هذه و تيرتهم .