تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
آقا محمّد رضاى قمشه‌اى آورده است : نزديك نزع با خواصّ خود گفته بود كه آيا اسب سفيدى را كه حضرت صاحب عليه السّلام براى سوارى من فرستاده‌اند ، ديديد ؟ ( ط 1 ، رحلى ، ص 164 ) . اين واقعيّت را كه آن جناب مشاهده كرده است ، بايد گفت كه آيا در حال انصرافش از اين نشأه در عالم مثال اكبر مىبيند ، و يا تمثّل ملكه ولايت و ارادت او به اهل بيت وحى در صقع ذات خود او است ؟ و نظير اين واقعه در روايات وقايع شگفت نقل شده است كه در همه آنها اين سؤال پيش مىآيد ؛ و رسالهء ما به نام انسان در عرف عرفان ، شايد راهنما و كارگشايى در اين مسائل بوده باشد . و اللّه سبحانه فتّاح القلوب و منّاح الغيوب . آن كه مرحوم محقّق لاهيجى در گوهر مراد فرمود : « و اين جماعت تصحيح معاد جسمانى به اين كنند . . . » . در اين مقام چند مطلب را كه بسيارى از متكلّمين بدان رفته‌اند ، به طور اطلاق به قائلين عالم مثال منفصل نسبت داده است ؛ بدان كه اغلب متكلمين معاد جسمانى را با بدن مثالى به اين معنى كه اين جماعت قائل‌اند قائل نيستند ؛ بلكه بر اين عقيدت‌اند كه خداوند در روز قيامت كبرى همه بندگان را در همين بدن دنيايى زنده مىگرداند و به تعبير ديگر ، آنان از قدرت كامله الهى در روز قيامت روح تعلّق به همين بدن عنصرى دنيايى خواهد گرفت و معاد جسمانى عبارت از اين است ، و ظاهر آيات و روايات بسيارى را بر اين معنى و مبنى حمل كرده‌اند ، و آن را از ضروريات دين دانسته‌اند . آرى ، اكثر قريب به اتفاق آنان بر اين مذهب‌اند كه در برزخ روح تعلّق به بدن مثالى لطيف مىگيرد ، و آن بدن مثالى در صورت شبيه به اجساد يعنى ابدان اصليه است ، و بودن در نعمت يا در عذاب در اين بدن مثالى مىباشد ؛ تا وقتى كه قيامت كبرى بشود ، باز به همان بدن دنياوى تعلّق مىگيرد . فتدبّر جدّا و جيّدا . آن كه مرحوم لاهيجى فرمود : « تجسّم اعراض و تجسّد اعمال در اين عالم صورت تواند بست » ، بدان كه قاطبه حكماء و اهل عرفان و بزرگان از متكلّمين و غير آنان روح را مجرّد و عارى از مادّه و احكام آن مىدانند ؛ از آن جمله است بنى نوبخت و شيخ