دلآرا شاهدى در حجلهء غيب * مبرّا دامنش از تهمت عيب
نه با آيينه رويش در ميانه * نه زلفش را كشيده دست شانه
صبا از طرّهاش نگسسته تارى * نديده چشمش از سرمه غبارى
نواى دلبرى با خويش مىساخت * قمار عاشقى با خويش مىباخت
تا آن كه گويد :
برون زد خيمه ز اقليم تقدّس * تجلّى كرد بر آفاق و انفس
به هر آيينهاى بنمود رويى * به هر جا خاست از وى گفت و گويى
جناب سيد مير محمّد باقر داماد ( رضوان اللّه عليه ) در حدوث عالم خلق قائل به حدوث دهرى شده است ، و حضرت حاجى سبزوارى ( رحمة اللّه عليه ) در شرح حكمت منظومه ( ص 76 ناصرى ، اول فريده ثالثه مقصد اول ؛ و ج 2 ، ص 288 ، به تصحيح و تعليق اين داعى ) ، و در شرح اسماء ( ط 1 ، ص 15 ) آن را به تفصيل شرح داده است و در اسرار الحكم ( ط 1 ، ص 12 ) آن را به اجمال آورده است . سخنش در اسرار اين است :
سيّد داماد ( اعلى اللّه مقامه ) به حدوث دهرى قائل است ، و دهر در اصطلاح حكماء وعاء ثابتات و مجرّدات است . پس كليّه عالم طبيعى مثلا مسبوق است به عدم واقعى در عالم مثال كلّى به حسب سلسلهء طوليه نه عرضيّه . كليّه عالم مثال مسبوق است به عدم واقعى در عالم معانى مضافه به سوى صور ، و اينها از حيثيّت تعلّق و اضافه مسبوقاند به عدم واقعى در عالم معانى مرسله ، و اين طريقه انيقهاى است ، جامع است ميانه وضعين حدوث عالم و قدم جود و احسان خدا . اين بود عبارت اسرار .
ظرف به حسب مظروف است لذا سرمدى در وعاء سرمد است ، و دهرى در وعاء دهر ، و زمانى در وعاء زمان ، و آنى در وعاء آن .
و همانطور كه وجود سرمدى و دهرى و زمان است ، عدم هم در احكامش تابع وجود است كه عدم زمانى و دهرى و سرمدى است .
وعاء عدم در سلسله عرضيه ، اعنى موجودات عالم اجسام طبيعيّه ، اگر چه زمان است ، ولى وعاء عدم سابق در حقيقت وعاء وجود سابق است ، و وجود سابق در