تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اينان در جميع عالم قائل به حدوث زمانىاند ، و ظواهر بسيارى از منقولات در حدوث زمانى ما سوى اللّه بنابر عقيدت آنان سازگار است ؛ ذلك مبلغهم من العلم ؛ يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون . حكيم متألّه مولا صدراء قدّس سرّه و كسانى كه قائل به حركت جوهرى هستند ، چون جميع عالم اجسام را بجوهرشان متحرك مىدانند ، لذا عالم اجسام را مسبوق به عدم زمانى مىدانند ، و بنابراين بين ادلّه عقليه و نقليه جمع مىشود ، و آيات و اخبار هم بر ظاهر خود باقى است و محتاج به تأويل نيست و امساك فيض هم لازم نمىآيد . جناب مولا صدراء در اين موضوع رساله‌اى جداگانه به نام رساله حدوث نوشته است و در فن پنجم جواهر و اعراض اسفار ( ط 1 ، رحلى ، ص 486 ) ، و در مفتاح دوازدهم مفاتيح در حدوث عالم جسمانى و دثور آن به تفصيل بحث كرده است . حدوث زمانى بنابر حركت جوهرى اختصاص به عالم جسمانى دارد و در مفارقات صادق نيست ، و متكلمين عالم را مطلقا حادث بحدوث زمانى يعنى مسبوق بعدم مقابل مىدانند . و ديگر اين كه متكلّم يك عالم حادث قائل است و حركات را اعراض مىداند ، و به نظر وى تغيّر و تبدّل فقط در صفات عالم جارى است ؛ و بنابر حركت جوهرى ، جواهر و اعراض عالم طبيعت در سيلان است و هر لحظه عالمى جديد انشاء مىشود . كلّ يوم هو في شأن ؛ چنان كه عارف نيز گويد كه تكرار در تجلّى نيست : فما في الحضرة الإلهيّة لاتّساعها شيء يتكرّر اصلا هذا هو الحق الّذى نعوّل عليه . ( آخر فص شيثى فصوص الحكم ، ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 117 ) حكيم سنائى گويد :
عارفان هر دمى دوعيد كنند * عنكبوتان مگس قديد كنند
و ديگرى گويد :
بيزارم از آن كهنه خدايى كه تو دارى * هر لحظه مرا تازه خداى دگرستى
متأله سبزوارى بر اساس متين أهل اللّه قائل به حادث اسمى شده است و آن را در