مجامع و امكان ذاتى نيز مىكنند ؛ امكان ذاتى لازم ماهيّت آنهاست كه ماهيّت در مقام ذاتش امكان دارد ؛ يعنى نسبت به وجود و عدم لا اقتضاء است ، و به قول شيخ رئيس :
« الممكن من ذاته أن يكون ليس و له من علّته أن يكون أيس » . شيخ شبسترى گويد :
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه أعلم
در دعاى پنجاه و دوم صحيفه سجّاديه ، حضرت امام زين العابدين و سيّد الساجدين على بن الحسين عليه السّلام مىفرمايد : أو كيف يستطيع أن يهرب منك من لا حياة له إلّا برزقك ؟ ! يعنى چگونه مىتواند از تو بگريزد آن كه بى روزى تو زنده نماند ؟ ! جناب معلّم عصر حضرت علّامه ذو الفنون استادم حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى ( رفع اللّه درجاته ) در تعليقاتش بر صحيفه ياد شده مترجم آن جناب در اين مقام به همين نكته عليا كه بيان كردهايم ، سؤالى را در پيرامون فرمودهء امام عليه السّلام جواب مىدهد كه :
اگر گويى همه چيز محتاج به غذا و روزى نيست مانند سنگ و جمادات ديگر ؟ گوييم وجود امكانى همچنان كه در آغاز وجود محتاج به خدا است ، در بقاء نيز محتاج است ؛ مانند نور خورشيد به خورشيد كه اگر لحظهاى نور خورشيد قطع شود ، جهان در ظلمت فرو مىرود ؛ همچنين اگر فيض خداوند يك لحظه به عالم نرسد هر بودى نابود مىشود ، و اين است معنى روزى هر موجود .
امكان ذاتى در ازاى امكان استعدادى است ، و امكان استعدادى فقط در عالم مادّه است كه هر مادّى بالفعل واجد كمالى و فاقد كمالاتى است و استعداد تكامل و تعالى را دارد كه به اعداد معدّات و به بركت حركت و به افاضه فيض بدان به كمال لايق خود مىتواند برسد . و در حقيقت امكان استعدادى تهيّؤ استعداد مادّه است براى امكان حصول صور و اعراضى براى مادّه ، و اين كيفيت استعداديه است كه از عوارض ماده است و به لحاظ قرب به حصول و بعد از آن قابل شدّت و ضعف است . و خلاصه نحوهء وجود مادّى خارجى مكيّف به كيفيّتى است كه استعدادى دارد تا گفته شود ممكن است آن صورت در اين مادّه حاصل شود ، به خلاف امكان ذاتى كه از معانى انتزاعى عقلى است و حصول خارجى ندارد .