الباب . فإن عصا موسى و طير عيسى حياتهما أنما هي بملكوتهما و هي غيب عن أهل هذا العالم الّا إذا أظهره اللّه عليهم لحكمة في اظهاره . فالزمان في بعض عوالمه حىّ و له شعور فلا بأس أن يودّع و يخاطب بعالمه هذا .
ترجمه عبارت سيّد اجلّ و ميرزا جواد آقا ملكى ( رضوان اللّه تعالى عليهما ) :
مرحوم سيّد گويد : اگر كسى پرسد كه وداع ماه مبارك رمضان چه معنى دارد و حال اين كه شخص زندهاى كه مخاطب واقع شود و بدانچه كه با زبان به او گفته مىشود تعقّل كند ، نيست ؟ !
در پاسخ گوييم : بدان كه عادت خردمندان پيش از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و با او و پس از وى اين بود كه ديار و اوطان و شباب و اوقات صفاء و أمان و احسان را به بيان مقال خطاب مىكردند ، و اين محادثهاى است به لسان حال ، و چون ادب اسلام آمد آن را امضاء كرده است و قرآن بدان ناطق است ؛ چنان كه حق ( جلّ جلاله ) مىفرمايد :
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
( ق ، آيه 30 ) . پس خداوند اخبار فرمود كه جهنّم به مقال جواب مىدهد ، و اين اشارت به لسان حال است . و در اين موضوع آيات قرآنى و كلمات نبىّ و أئمّه و اهل تعريف بسيار است نياز به اطاله در جواب نيست ؛ و ماه مبارك كه اهل اسلام و ايمان بدان عنايت دارند و در نزد ايشان افضل از صحبت ديار و منازل و انفع از اعيان و امثال است ، دواعى لسان حال اقتضاء كرده است كه آن را در هنگام فراق و انفصالش وداع كنند .
مرحوم ملكى گويد : اگر در وداع زمان اشكال برايت پيش آيد كه زمان از قبيل موجود زنده باشعور قابل صحبت و توديع نيست ، به جواب سيّد قدّس سرّه در اقبال بنگر ، و اگر از آن جواب قانع نمىشوى به اين گفتار ما گوش فرا ده : بدان كه زمان و مكان و ساير اشياى بىجان اگر چه در اين عالمشان و به اين صورشان شاعر نيستند ، ولى همه آنها را در بعض عوالم عاليه حيات و شعور و نطق و بيان و حبّ و بغض است ؛ چنان كه اخبار بسيارى كه در احوال عوالم برزخ و قيامت آمده است و همچنين مكاشفات اهل كشف ، كاشف اين مطلب است ؛ زيرا آنچه در اين عالم وجود مىيابد آنها را در عالم ديگرى كه به حسب وجود سابق بر اين عالماند ، وجودى است ، و موجودات را