واجبة لازمة لأوقاتها المعيّنة و أمكنتها المخصوصة و يشملها القضاء شمول العناية للقضاء .
( اسفار ، اوّل فصل 13 موقف ثالث ، ط 1 رحلى ، ج 3 ، ص 64 )
بحث قضاء به همين قدر در اين مقام كفايت است كه غرض امتياز بين قضاى علمى و قضاى عينى در كلام مرحوم جناب مير محمّد باقر داماد است .
حالا كه به قضاى علمى آشنا شديم ، به بيان گفتار مير بپردازيم : در نظر بگيريد يك سلسله قضايا و قواعد متمكن در انسان را آن چنان كه در وعائى ماوراى خارج تقرّر دارند و قضاى علمىاند ، همان قضايا يكبارگى و كلّى در بيرون از ذات انسان حصول يابد . اين جمله و مجموع صور كليّه علميّه متقرّر در وعاء خارج باز قضاء است ، نه قدر ؛ زيرا قضاء كه حكم جملگى كلّى است ، چه تفاوت كه در آن وعاء علم متحقق باشد و يا در اين وعاء خارج . لذا مرحوم مير حصول قضاى به نحو اخير ، أعنى در وعاء خارج را ، قضاى عينى مىگويد در قبال قضاى علمى .
پس از آن مير گويد : مادّيات در افق زمان مسبوق به مادهاند ؛ يعنى مادّه بر آنها مقدم است ؛ امّا در قضاى عينى كه در وجود جمعى و جملگى موجودات است ، مادّه بر آنها مقدّم نيست ، بلكه مادّيات و موادّشان در يك درجهاند و معيّت وجودى دارند و در نزد عليم حق ثبوت حضورى ، و به اين اعتبار و لحاظ كه قضاى عينى است ، گفتيم سبق ماده بر مادّيات مسلوب است كه از اين حيث حكم مجرّدات را دارند و احكام ماده از آنها مسلوب است ؛ اگر چه به لحاظ وجود قدرى و زمانى مادّى و هريك مسبوق به مادّهاند .
اما آن كه وعاى قضاء عينى را تعبير به دهر فرمود ، دهر به اين معنى كه مير تعريف كرده است اصطلاح خود آن جناب است و به قول طلّاب علوم ، « لا مشاحّة في الإصطلاح » و انطباق آن به نحوى با دهر به اصطلاح مشهور ، خالى از دغدغه نيست ؛ بلكه با صريح گفتار او مخالف است .
دهر در لغت به معنى زمان و روزگار دراز و هميشه است ، و در برخى از روايات و ادعيه حق تعالى به اسم دهر خوانده شده است . لذا صفى پورى در مادّهء « دهر »
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٨٢