و شيخ رئيس نيز در رساله نبوّت گويد :
سمّيت الملائكة بأسامى مختلفة لأجل معانى مختلفة ، و الجملة واحدة غير متجزّئة بذاتها إلّا بالعرض من أجل تجزّى القابل .
در بحار از امام الموحّدين على عليه السّلام روايت شده است كه :
لمّا أراد اللّه أن ينشىء المخلوقات أقام الخلائق في صورة واحدة قبل خلق الأرض و السماوات . . . الحديث . ( ص 37 ، ج 2 ، من المبين ) .
و في أول سورة الفاطر من التفسير الصافي للفيض قدّس سرّه :
قال أبو جعفر عليه السّلام : إنّ اللّه ( عزّ و جلّ ) خلق اسرافيل و جبرائيل و ميكائيل من تسبيحة واحدة و جعل لهم السمع و البصر وجودة العقل و سرعة الفهم .
و روى هذا الخبر الكرمانى رحمه اللّه في فصل الخطاب إلّا أن فيه « من سبحة واحدة » مكان « من تسبيحة واحدة » .
و عارف رومى در اوّل دفتر اوّل مثنوى گويد :
منبسط بوديم و يك گوهر همه * بى سرو بى پا بُديم آن سر همه
يك گهر بوديم همچون آفتاب * بىگره بوديم و صافى همچو آب
چون به صورت آمد آن نور سره * شد عدد چون سايههاى كنگره
در گفتار جناب شيخ رئيس كه در آخر فصل قبل از رسالهاش در نبوّت نقل كردهايم ، دقّت لازم است كه در وجود ملائكه و كثرتشان چگونه تعبير فرموده است و شبيه اين تعبير را در كتب و رسائل ديگرش نيز دارد . و ديگر اسطوانههاى علمى چون فارابى نيز قريب به همين بيان را در زبر علمى خود دارند ، و اگر بخواهيم نقل كنيم به طول مىانجامد ؛ علاوه اين كه عمده در اين امور عقلى حكم معصوم و قطعى برهان است كه به حمد اللّه آشنا شدهايم و متّبع همان برهان است و پس از آن چندان حاجت به نقل اقوال نيست ، و اگر در مسألهاى فرعى نقل آراء شود تا اجماعى تحصيل گردد ، وادى ديگر است .
غرض اين كه هر حكيم الهى و عارف ربّانى نشأه خلق را از اصلى حكيم مىداند و موجودات را آيات آن اصل كه در طول آنها قرار گرفتهاند ، و آيت كه علامت و نشانه