آن بحثها كردهاند و دليلها اقامه نمودند .
تبصره : در بادى نظر سؤالى درباره مثل پيش مىآيد كه آيا هر نوعى از انواع متأصّله اين نشأه را كه فردى نورى عقلى به نام مثل و ارباب انواع است ، آيا كثرت عددى دارند كه هر يك به هوّيت و شخصيّت خود ممتاز از ديگرى است ؛ يعنى همچنان كه در اين نشأه افراد يك نوع از افراد نوع ديگر به صورت نوعيّه و عوارض مشخّصه ممتاز است ، و انواع اين نشأه مادّى در عرض هماند ، آيا در آن نشئه هم هر فرد نورى عقلى يعنى هر ربّ النوعى با ربّ النوع ديگر به همين صورتى كه در اين نشأه دارند ، ممتاز از يكديگر و در عرض هماند كه آنها را عقول عرضيه مىگويند ، جز اين كه با اين تفاوت كه اين مادّى است و آن مجرّد از مادّه ، و يا به نحو ديگر است ؟
در جواب اين سؤال بايد تأمل و دقّت بسزا كرد ؛ زيرا كثرت عددى مفارقات و عقول عرضيّه ممتاز از يكديگر در قوس نزول كه مادّه در آن دخالت ندارد ، خالى از اشكال نيست ؛ چه اين كه مفارقات محضه بودن با امتياز عددى و وضعى داشتن مناقض است ؛ بلكه انواع در عالم ابداع منحصر در فرد واحدند ؛ زيرا آنچه كه منشأ تعدّد است مادّه است و مفارقات محضه از مادّه منزّهاند ، و به تعبير برهان المتألّهين حضرت وصىّ امام امير المؤمنين على عليه السّلام : « صور عارية - عالية خ ل - عن الموادّ و خالية عن القوّة و الإستعداد .
در اوايل بحث كتاب اتحاد عاقل به معقول از صدر المتألهين نقل كردهايم كه :
العقول لشدّة وجودها و نوريّتها و صفائها بريئة عن الأجسام و الأشباح و الأعداد ، و هي مع كثرتها و وفورها يوجد بوجود واحد جمعى لا مبائنة بين حقائقها إذ كلّها مستغرقة في البحار الإلهيّة . . . ( اسفار ، ط 1 رحلى ، ج 1 ، ص 322 )
و نيز فرموده است :
العدد لا يعرض المفارق العقلى لا بالذات و لا بالعرض و هو عارض للنفوس واسطة الأبدان . ( جواهر و اعراض اسفار ، ط 1 رحلى ، ص 19 )
و نيز در جواهر و اعراض اسفار بعد از نقل عبارت حكيم ثالس ملطى فرموده است :
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٥٥