ولد است با آن دو اسم در آدم كه والد است ، به حسب اقتضاى دو نشأه بسيار است ، و حضرت آدم عليه السّلام يك شخص است نه دو شخص ، و هابيل و قابيل دو شخصاند و دو اسم و هر دو به يك شخص منسوباند اما به دو اسم آن . آن دو اسمى كه به يك شخصيت و يك هويّت موجودند ، انتساب موجودات عالم شهادت مطلقه به مثل نوريه اين چنين است . و آن دو اسم جمال و جلال در آدم نسبت به يكديگر وجود عرضى دارند نه طولى ؛ و اين كه افلاطون ارباب انواع را عقول عرضيه مىنامد بدين وجه است ؛ اگرچه اين مطلب را به عنوان تنظير آوردهايم و با انتساب افراد طبيعى به فرد نورى عقلى فرق بسيار دارد و لكن براى تقريب به مطلوب نيك تنظيرى است .
ذى مقراطيس
( Democrite )
از قدماء فلاسفه است ( 459 ق م ) . جناب آخوند ملّاصدرا در فصل چهارم فنّ پنجم جواهر و اعراض اسفار ( ط 1 رحلى ، ص 173 ) كلماتى چند از ذى مقراطيس نقل مىكند ، در ابتداء گويد : وى را رموز و تجوّزاتى است كه كمتر كسى بدانها راه يافت . لذا از او چيزهايى اشتهار يافت كه به ظاهر مناقض اصول حكميّه است - تا اين كه حكايت كرد كه بعضى از دانشمندان درباره ذى مقراطيس گفته است : كلام او را تا آن اندازه كه يافتهايم ، دلالت بر قوّت سلوك علمى و ذوق و مشاهدات رفيع قدسى او دارد ، و اكثر چيزها كه به او نسبت مىدهند افتراء محض است ؛ بلكه قدماء را الغاز و رموز و اغراض است ، و كسانى كه بعد از ايشان آمدند و بر ظواهر رموزشان ردّ و ايراد دارند ، باب علّت غفلتشان است و يا به سبب طلب رياستشان .
پس از آن گفته است از جمله كلمات مرموز ذى مقراطيس اين است كه گفت : مبدع ( به فتح دال ) اوّل عنصر تنها نيست ، و عقل تنها نيست ؛ بلكه اخلاط اربعه است كه اسطقساتاند و اوائل همه وجودات . و از اين مبدع أول ، اشياء بسيطه دفعة ابتداع شد و اما اشياء مركّبه تكوّنى يافتند كه دائم و داثرند ، جز اينكه ديمومتشان به سبب نوع است .
حكيم بزرگوار ذو العينين آخوند ملّا اسماعيل اصفهانى قدّس سرّه در تعليقه بر آن فرمايد :
پوشيده نيست كه مبدع اوّل ، فيض قدسى است كه از او تعبير به كن و به رحمت واسعه