فرموده است :
و المثل لا مجرّد المثال * و اختلفا بالنقص و الكمال
و نيز در اين كه هر مرتبه از وجود در عالم خود حكمى دارد كه مرتبه ديگر آن را در عالم خود آن حكم نيست ، مثلا وجود علّت را حكمى است و وجود معلول آن را حكمى ، نيز در ميان سلسلهء جليله حكماى الهى اختلافى نيست ؛ چنان كه از تمثيل در مراتب غضب دانسته شد كه غضب در مرتبه عقل طورى است ، و چون تنزّل يابد در مرتبهء نفس طور ديگر است و حكم ديگر دارد ، و بلا شك غضب در مرتبهء نفس ظلّ و صنم غضب در مرتبهء عقل است و آن اصل و مبدأ اين .
روز و شب را مراتب گوناگون است كه در هر مرتبه حكمى خاصّ دارند . ظهور و بروز اشياء مكمن غيب ، و نيز هر دورهاى از وجود تعبير به يوم مىشود ،
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
( الرحمن ، آيه 30 ) ؛
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
( السجده ، آيه 5 ) .
مرحوم صفى در بيان ايام سته از زبان اهل عرفان در آغاز تفسيرش بر قرآن گويد :
خلق اشياء جمله در شش روز كرد * روز خلق از شش جهت فيروز كرد
گر تو را گويد كس از وسواس و شكّ * روز و شب باشد ز مقدار فلك
اندر آن حضرت نه شب بود و نه روز * بُد بهارى بىخريف و بىتموز
پس مراد از خلقت شش روز چيست ؟ * كاندر آنجا شب نباشد روز نيست
گو مراد از سته باشد شش مقام * كاندر آن شش رتبه شد خلقت تمام
رتبهء اول شد اسماء و صفات * ثانى ، اعيان تمام ممكنات