تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
سيّمين جبروت و رابع در فتوح * هست ملكوت اربتن دارى تو روح رتبه پنجم مثال آمد باسم * در ششم ملك شهود اعنى كه جسم از بيان ستّه مقصود اين شش است * شمس حق زاين شش جهت در تابش است
و بديهى است كه اين عوالم در طول هم‌اند و هر مرتبه بعد ، آيت مرتبه قبل خود است ، و قاعده امكان اشرف در اين موضوع به خوبى ناطق است . در تفسير فرات كوفى در ضمن سوره قدر از امام به حق ناطق جعفر بن محمد صادق عليه السّلام روايت نقل شده است كه صديقه طاهره ليلة القدر است ( رساله ليلة القدر و فاطمه عليها السّلام ، ده رساله فارسى ، تأليف نگارنده ، ص 193 ) . اين مطلب بسيار مهمّ است ، قرآن در ليلة القدر نازل شده است ، و امام صاحب عصمت ، قرآن ناطق است كه وعاء حقايق قرآنيه است ، و مىدانيم كه يازده قرآن ناطق در اين ليلة القدر نازل شده است ، و شايد اسرار ديگر نيز در اين نكته عليا نهفته باشد . و دور نيست كه مراتب وجودى انسان به اعتبار نزول تعبير به ليالى شود ، و به اعتبار صعود تعبير به ايّام ؛ و ليلة القدر را از عالم طبع تا عالم عماء غيبى مظاهر و مراتب در طول هم بوده باشد و دانى آيت عالى و هر مرتبه را حكمى خاصّ باشد ؛ و همچنين ساعت و ماه و سال و قبض و بسط و نفخ و صور و علم و حيات و آب و آتش و همهء معانى اسماء و الفاظ اين نشأه كه در عوالم ما فوق آن در طول اين معانى قرار گرفته‌اند ، و هر دانى آيت عالى است . ضلال و اصنام بودن افراد انواع متأصّلهء طبيعى از اصل عقلانى ، و حكايت هيئات و نسبتهاى جسمانى از هيئات نورى و نسبتهاى روحانى به مثابت الولد سرّ أبيه است . قوله ( سبحانه ) :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ . . .
- إلى آخر الآيات ( مائده ، 27 - 32 ) . در آدم اسماى جمالى و جلالى و لطف و قهر همه هست ؛ هابيل مظهر اسم جمال و لطف است كه در آدم بود ، و قابيل مظهر جلال و قهر كه نيز در آدم بود ، بلكه در حقيقت آن خود اسم لطف و اين خود اسم قهر است ، اما تفاوت بين اين دو اسم كه