محصّل اوست ؛ چنان كه در پيشترك تذكّر دادهايم ، نيز در بين حكماى شامخين خلافى نيست .
و نيز در اين كه قائلين به مثل آنها را موجودات نورى عقلانى مىدانند نه اشباح مثالى مقدارى ، كه تجرّد برزخى دارند ، شبهه و ترديدى در آن نيست ؛ چنان كه نقل اقوال اساطين حكم و معارف را در اين باره تقديم داشتهايم .
بسيار جاى تعجّب است كه جناب شيخ رئيس در يكى از دو قولش در تأويل مثل ، و نيز علّامه ملّا جلال دوّانى ، مثل نوريه را به وجودات مثالى و اشباح مقدارى كه مجرّد از مادّهاند ، ولى تجرّد برزخى دارند ، حمل كردهاند . اشتباه از اين جهت پيش آمده است كه قدماء و پيروانش به وجود عالم عقلى مثالى ، كه در جميع انواع جوهرى و عرضى مانند اين عالم حسّى است ، حكم كردهاند ؛ لذا عالم عقلى مثالى را بر عالم مثالى شبحى مقدارى حمل كردهاند :
قد ورد في كلام القدماء و شيعتهم الحكم بوجود عالم عقلى مثالى يحذو حذو العالم الحسّى في جميع انواعه الجوهرية و العرضيّة فمنهم من حمله على العالم المثالى الشبحى المقدارى . . . ( فصل نهم مرحله چهارم اسفار ، ج 2 ، ص 92 ، به تصحيح و تعليقات راقم )
و بدون شك مثل را مثال مقدارى به معنى شبيه و نظير صور انواع متأصّله اين نشأه دانستن خلاف تصريح گفتار قائلين به مثل است ؛ اين شيخ اشراقى است كه در مطارحات فرمايد :
هرگاه شنيدى انباذقلس و آغاثاذيمون و جز آنان اشاره به اصحاب انواع مىنمايند ، غرضشان را بفهم و البتّه گمان مبر كه آنان مىگويند صاحب نوع ، جسم يا جسمانى است يا براى او سر و دو پا است . و هرگاه يافتى كه هرمس مىگويد : ذات روحانيهاى معارف را به من القاء كرده است و به او گفتم تو كيستى ؟ در جوابم گفت :
طباع تامّ توام ؛ آن را بر طباع تامّ مانند ما حمل مكن ( مطارحات ، ج 1 ، ص 463 ؛ اسفار ، فصل نهم مرحله چهارم ، ج 2 ، ص 79 ، بتصحيح و تعليقات نگارنده ؛ و الشواهد الربوبيّة ، ط 1 چاپ سنگى ، ص 118 ) :
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٤٨