يكى از فوايد مستفاد از اين قاعده متين و شريف اين است كه طفره مطلقا چه در امور محسوس ، و چه در امور معقول ، و چه در قوس نزول كه به قاعده امكان اشرف است ، و چه در قوس صعود كه به قاعدهء امكان اخسّ است باطل است ؛ يعنى همانطور كه طفره در مسافت حسّى محال است ، طفره در مسير تكاملى عقلى نيز محال است ؛ مثلا همانطور كه هيولاى اولى كه مادّه اولى نشأه اولى است ، در سير طبيعيش تا صورت جسميه نگرفته است ، صورت نوعيّه نمىگيرد و تا طفل رضيع نشد ، مراهق نمىشود ، همچنين عقل هيولانى كه مادّه اولاى نشأه ثانيه است تا به مقام عقل بالملكه نرسيده ، عقل بالفعل نمىشود . اين مثالى است كه در قوس صعودى آورديم و به همين وزان در قوس نزولى كه الطفرة مطلقا سوا كانت حسيّة أو عقلية باطلة بالبديهة .
و يكى از طرق اثبات مثل طريق حركت است كه اجسام مطلقا در حركت استكمالىاند و متحرك مستفيد است و مستفيد عادم و فاقد كمال است و نمىتواند محرّك خود باشد ؛ زيرا كه محرّك مخرج از نقص به كمال است و معطى كمال واجد كمال است . پس هر گاه متحرّك محرّك خود باشد ، لازم آيد كه هم فاقد و هم واجد كمال باشد و اين اجتماع نقيضين است .
و يكى از طرق اثبات مثل اين كه جسم و جسمانيّات را شكل و صورتى است و بايد آنها را جامع و مشكّل و مصوّرى باشد و گرنه جسم را صورت وحدت صورت نبندد ؛ چنان كه در ابتداى اين مبحث معلوم شده است كه تصرّم جوهر مادّه و حركت ذات او مستلزم تضادّ و تلاشى و تفاسد صور جسم و جسمانيّات است . پس اگر آن را جامع حافظ نباشد ، به اشكال و صور دل آراى انواع طبيعيّه متشكّل نمىگردد .
خلاصه دولت اسم شريف جامع و مصوّر در عالم اجسام بايد به منصّه ظهور برسد ، و اگر چه علّة العلل و مسبّب الاسباب واجب الوجود قيّوم است و لكن كثرات به حكم « الواحد لا يصدر عنه إلا الواحد » بدون وسائط اسباب پيدا نمىشوند ؛ يعنى صورت نمىگيرند و تحقّق نمىيابند ، چنان كه امام به حق ناطق كشّاف حقائق صادق آل محمّد ( صلوات اللّه تعالى عليهم اجمعين ) فرموده است :
أبى اللّه أن يجرى الأشياء إلّا بأسباب . فجعل لكلّ شيء سببا و جعل لكلّ سبب شرحا
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٢٧