آن از جهت افراد كثيره ماديه عالم طبيعت در عالم جسمانى است كه همه افراد خارجيه مادّيه قاعده مخروط ربّ النوع خود و وابسته به او مىباشند . مرحوم متأله سبزوارى در شرح منظومه ( ج 3 ، ص 712 ، به تصحيح و تحقيق و تعليقات نگارنده ) گويد :
فذي من المخروط مثل القاعدة * و ذاك نقطة لكلّ واجدة
اثبات مثل از قاعده امكان اشرف
در اثبات مثل از قاعده امكان اشرف كه موروث از فيلسوف اول ارسطو است مىتوان پيش آمد . حكيم صدر المتألهين در فصل هفتم موقف نهم اسفار ( ط 1 ، ج 3 ، ص 164 ) فرمايد كه شيخ اشراق در تأسيس اين قاعده امعان شديد اعمال كرد و در همه كتابهايش اين قاعده را در اثبات عقول و مثل نوريه يعنى ارباب انواع به كار برده است .
مفاد امكان اشرف اين است كه هر گاه در قوس نزولى ممكن اخسّ از بارى تعالى به وجود آمد ، واجب است كه ممكن اشرف و اكرم پيش از وى وجود يافته باشد ، و فروض و احتمالات ديگر مثلا اين كه ممكن اخسّ و اشرف در صدور با هم باشند و يا اخسّ مقدّم باشد و يا غيرهما باطل است . تفصيل آن را در موضع نامبرده اسفار و در رسائل تسع آن جناب ( ط 1 ، ص 252 ) و در حكمة الإشراق شيخ اشراق طلب بايد كرد .
و همچنين در قوس صعود مفاد قاعده امكان اخسّ اين است كه تا ممكن أخسّ جميع مراتب مادونش را استيفاء نكرده است ، مرتبه ما فوق آن ثبوت و تحقّق نمىيابد :
قاعدة الإمكان الأخسّ : كلّ نوع ما لم يستوف كمالات النوع الأخسّ منه ، لم يتخطّ مقام النوع الأشرف و هكذا إلى أن ينتهى إلى نوع أشرف لا أشرف في الأنواع منه ، و هكذا في أفراد ذلك النوع الأشرف حتى ينتهى إلى فرد أشرف لا أشرف فوقه سوى واجب الوجود ( تعالى شأنه ) . ( ص 203 ، شرح اسماء متألّه سبزوارى قدّس سرّه )