تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
الكلّية ثم في تعيّن النفوس الجزئيّة حسب تعيّن الأمزجة الطبيعيّة ، عبّر عن كلّ تقدّم بألف عام تنبيها على قوّة التفاوت بين المراتب الثلاث . و اللّه أعلم . و آن كه گفته است : « به قول خواجه تخته‌بند تن نبوده . . . » ، مراد خواجه حافظ شيرازى است كه فرمود :
چگونه طوف كنم در فضاى عالم قدس * چو در سرا چه تركيب تخته‌بند تنم
« پس علم براى بشر تذكّر است . . . » ، در چند صفحه پيش از اين به عرض رسانده‌ايم كه مقصود كسانى كه علم انسان را تذكّر دانسته‌اند چيست ، و منابع و مصادر بحث آن را نيز آدرس داده‌ايم . و آن كه گفته است : « اين كه عرفاى ما گفته‌اند بميرايدوست . . . » ، مصراع بيتى است از عارف والاگهر مجدود بن آدم سنائى غزنوى كه در يكى از قصائد غرّاى ديوانش فرموده است :
بمير اى دوست پيش از مرگ اگر مىزندگى خواهى * كه ادريس از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما
و آن كه گفته است : « تا بتواند خود را به خداوند شبيه سازد » ، معنى قرب إلى اللّه اين است . و آن كه گفته است : « گفتگوى بين اثنين است . . . » ، در پيش اشارتى شده است كه نتايج و مواليد مطلقا از زوجين حاصل است . و آن كه گفته است : « و در آكادمى ، علم اعداد و هندسه مسطّحات . . . » ، در كتاب سير حكمت در اروپا گفته است : ولادت افلاطون در سنه 427 پيش از ميلاد ، عمرش نزديك به هشتاد ، نسبش عالى و بزرگ‌زاده ، معاصر داريوش دوم وارد شير دوم بود . در بيرون شهر آتن باغى داشت ، وقف علم و معرفت نمود ، مريدانش براى درك فيض تعليم و اشتغال بعلم و حكمت آنجا گرد مىآمدند ، و چون آن محل آكادميا نام داشت ، فلسفه افلاطون معروف به حكمت آكادمى
( Acdemie )
شده ، و پيروان آن را آكادميان ( آكادميسين - ظ )
( Acddemicien )
خواندند ، و امروز در اروپا مطلق انجمن علمى را آكادمى مىگويند .