تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

مقولات ( Les categories )

جوهر (
substance
) آن است كه در وجود خود موضوعى نخواهد . عرض (
accident
) حالت موجود ديگر است مثلا جسم خودش جوهر است و رنگ و شكل آن عرض است . جوهرى را كه محل عرض است نسبت به آن موضوع
sujet
مىگويند . امتداد و طبيعت اجسام اگر چه حلول در ماده كرده و ليكن چون جزء موضوع يعنى جزء جسم هستند جوهرند نه عرض ، و آنها را صورت جوهريه
substantielle ( forme
نامند « 1 » . كسى كه جسم را موضوع حالات جسمانى مىداند روح را نيز موضوع تصورات و احكام و ارادات نفسانى دانسته آن را جوهر براى آن اعراض مىشمارد . بعضى مىگويند : عرض محتاج به موضوع نيست و بيان عقيده آنها در بحث تجريد نفس خواهد آمد . تشخص (
individuation
) يعنى يك فرد بودن . آنچه به واسطه آن ماهيت مبهم (
abstraite
) و كلى (
generale
) جزئى و مشخص (
Concret
) و (
singuliere
) مىشود از جهتى اعراض است . و توماداكن گفته : تشخّص مجرّدات محضه (
Les purs esprits
) مقتضاى ذات آنها و تشخّص جوهر جسمانى به واسطه ماده است . مقولات ارسطو ده است يك جوهر و نه عرض : جوهر (
substance
) وضع (
situation
) ان ينفعل (
passion
) كيف (
qualite
) كم (
quantite
) جده (
avoir
) متى (
temps
) اين (
lieu
) ان يفعل (
action
) اضافه (
relation
)
هامش
( 1 ) . جلد دوم كتاب لار ، صفحه 356 و 357 .