تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
مقولات كه كانت فيلسوف آلمانى تنظيم نموده چهار است و هر يك سه قسم مىشود . كم وحدت (
unite
) كثرت (
pluralite
) مجموعيت (
totalite
) اضافه بين علت و معلول بين حال و محل بين فعل و انفعال كيف واقعيت (
realite
) منفى بودن (
negation
) محدوديت (
Limitation
) حال (
modalite
) وجوب امكان وجود به عقيده كانت تمام مقولات اعتبارى محض [ اند ] و در خارج ما بحذاء ندارند . متكلمين قديم اسلام مىگفتند مقولات عرضيه بيست و يك است و تعداد آن اينجا لازم نيست . غير از اضافه مقوليه اضافه ديگرى است كه آن را اضافه حقيقى يا اشراقى (
relation reelle
) مىنامند مثل ارتباط نور به چراغ نه پدر به پسر . در هر اضافه سه مفهوم هست : اول مضاف (
sujet
) ؛ دوم مضاف اليه (
terme
) ؛ سوم صفتى كه موجب ارتباط است (
fondement de la relation
) مثلا اگر بگوييم : « پسر زيد » پسر مضاف و زيد مضاف اليه و صفت پسر بودن مصحّح اضافه ، و به اصطلاح ما مضاف حقيقى است . و خود پسر مضاف مشهورى .

مبادى و علل ( Les principes et les causes )

علّت آن است كه مؤثّر در وجود ديگرى باشد و آن ديگرى را معلول (
eftet
) گويند .