و الصلاة على سيّد المرسلين و خاتم النبيّين محمد و آله و أهل بيته المطهرين المعصومين .
اما بعد ، غرض از تحرير اين رساله وجيزه آن است كه ، جمعى از برادران ايمانى و دوستان روحانى ، فقير را تكليف و تحريص نمودند ، بر تحرير انحاء صيغ عقود نكاح و انواع تعبيرات آن بر وجهى كه غايت احتياط - كه در جمع امور مستحسن و مرغوب فيه است - در آن بر وجه اكمل مرعى بوده باشد ، و چون امر فروج مزيد احتياط را سزاوار بود ، اجابت التماس ايشان را لازم دانسته چند كلمه در خور ادراك و فهم خويش در حيّز تحرير درآوردم . و على اللّه التكلان و هو المستعان فى جميع الأمور .
ببايد دانست كه ظاهر اخبار و اقوال اصحاب اخيار آن است كه عقد دايم را به لفظ نكاح و تزويج هر دو ، واقع مىتوان ساخت و لكن مشايخ ما ( رضوان اللّه عليهم ) به هر دو لفظ ايراد مىنمودهاند رعاية لغاية الاحتياط .
و أيضا ، بايد دانست كه مشهور و مدار عمل جمعى از افاضل كه سعادت خدمت ايشان يافته بودم اين بود كه ، لفظ نكاح و تزويج هر دو به مفعول ثانى متعدى به كلمهء « من » مىساختند ، و در كتب لغت متعدى به نفس وارد شده و در قرآن مجيد نيز نكاح در مواضع متعدده ، متعدى به نفس وارد شده از آن جمله ، قوله تعالى :
أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ .
و تزويج ، در بعضى آيات ، متعدى به نفس وارد شده قوله تعالى :
زَوَّجْناكَها
و در بعضى متعدى به « باء » و هو قوله تعالى :
وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ *
و ليكن اين شكسته بعد از تتبع در بسيارى اخبار ديدم كه متعدى به « من » وارد شده پس رعايت غايت احتياط مقتضى آن است كه ، به جميع اين وجوه ايراد نمايند ، و ايضا رواياتى كه سبق ذكر يافت اسم مرد مقدم است بر اسم زن و مشهور برعكس است ، پس اگر رعايت هر دو بشود اولى و احوط خواهد بود .
و ايضا ، ظاهر بسيارى از اخبار و قول اكثر اصحاب آن است كه در باكرهء عاقلهء بالغه ، رضاى دختر كافى است و چون قول تشريك و استقلال ولىّ نيز هست