و لا سمائي و وسعني قلب عبدي المؤمن التقي النقي » .
گفت پيغمبر كه حق فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست
در زمين و آسمان و عرش نيز * من نگنجم اين يقين دان اى عزيز
در دل مؤمن بگنجم اى عجب * گر مرا جويى در آن دلها طلب
( دفتر اول مثنوى عارف رومى )
شيخ اكبر در اول فص شعيبى فصوص الحكم گويد : « و اعلم أن القلب أعنى قلب العارف باللّه هو من رحمة الله و هو اوسع منها فانه وسع الحق جلّ جلاله ، و رحمته لا تسعه . . . » به شروح آن رجوع بفرماييد .
كلمهء 321
روح بخارى لطيفترين اجسام است بهگونهاى كه كأنّ برزخ بين مجرّد و مادّى است . و آن از امتزاج لطائف اركان اربعه بعضى با بعضى حاصل مىشود .
و مراد از اركان اربعه ، اخلاط اربعه دم و صفراء و بلغم و سوداء است . و ما به نحو مفصّل و مستوفى در دو درس 129 و 130 دروس معرفت نفس ، و بهخصوص در شرح عين يازدهم سرح العيون في شرح العيون از روح بخارى بحث نمودهايم .
اين روح بخارى ، مطيّه اولى نفس است ، زيرا كه نفس اگرچه جسمانية الحدوث است و لكن در عين حال تعلّق روح مجرد با جسم كثيف بىواسطه جسم لطيف ، معقول و ممكن نيست . و هر چه اعتدال روح بخارى بيشتر و بهتر باشد آثار نفس قويتر و نورانيتر است ، فتدبّر .
كلمهء 322
اين كلمه رسالهاى است كه در عداد نسخ خطى مكتبه محقّر اين حقير موجود است ، و آن را در موضوع خود مغتنم و مفيد ديدهايم :
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد للّه الذى احلّ النكاح ، و ندب إليه و حرّم الزنا و السّفاح و توعّد عليه