وكالة عنها على صداق خمسين تومانا موصوفا » . جواب مرد ، در همهء باب به نحوى است كه مذكور شد ، پس پدر مىگويد : « أنكحتك بنتي ولاية عليها بالمهر المعلوم » ، بعد از جواب ، باز پدر مىگويد : « زوجتك بنتي على الصداق المعلوم » ، مرد مىگويد : « قبلت لنفسى على الصداق المعلوم » .
ايضا آنكه وكيل مرد با وكيل زن صيغه گويد ، و زن باكره نباشد يا ولىّ نداشته باشد ، بهنحوى كه در قسم اوّل گفتيم ، صيغهها را بايد گفت و وكالت پدر را از لفظ بايد انداخت و اگر چهار صيغهء اوّل آن قسم را با اين ضمّ كند ، ظاهرا بس است كه وكيل زن بگويد : « أنكحت و زوّجت نفس موكّلتى زينب من موكّلك محمد بالمهر المعلوم » ، وكيل مرد بگويد : « قبلت النكاح و التزويج وكالة عن موكّلى محمد بالمهر المعلوم » .
ايضا آنكه زن با مرد صيغه گويند و زن باكره نباشد يا ولىّ نداشته باشد ، در اين صورت صيغهها به نحوى است كه در قسم دوّم مذكور شد ، الّا صيغهء سيّم كه تلفظ به آن نبايد كرد و قسم پنجم و ششم و هفتم و هشتم ، كه مركب است از اقسام مذكوره ايجاب را از قسمى بايد برداشت و قبول را از قسم ديگر ، و ذكر هر يك به تفصيل موجب تطويل است .
ايضا ، آنكه هر دو صغير باشند و به ولايت عقد كنند ولىّ ايشان ، ولىّ دختر مىگويد : « زوّجت ابنك و بنتى ولاية عليها على الصداق المعلوم » ، ولىّ پسر مىگويد : « قبلت لابنى ولاية على الصداق المعلوم » ، و بار ديگر به جاى « زوّجت » « أنكحت » مىگويد ؛ بار ديگر « زوّجت » ، و به جاى « أبني » « بنتى » بگويد ، پس مىگويد : « أنكحت و زوّجت بنتى زينب من ابنك محمد على صداق اثنتى عشر تومانا فضيّا صاحبقرانيا » ، ولىّ پسر مىگويد : « قبلت النكاح و التزويج لابنى » .
باقى صورتها از آنچه گفتم ظاهر مىشود و بايد كسى كه مرتكب وكالت از طرفين مىشود عارف باشد به عربيّت كه تميز عددها و اعراب و ساير الفاظ را درست تلفظ تواند نمود ، و ديگر تصحيح لهجهء خود نزد قارى كرده باشد كه اداى
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٩٤