منزلتها ، و جعل علم الدين و الدنيا منوطا بمعرفتها . . . بعد تحصيلها بالعراق رواية و اتقانها دراية ، و مشافهتي بها العرب العاربة في ديارهم بالبادية ، و لم آل في ذلك نصحا و لا ادّخرت وسعا . . .
جوهرى در صحاح ، حدود پنجهزار بيت از شعراى اصيل عرب را در بيان لغات شاهد آورده است . و ندانم كجا ديدهام در كتاب كه جوهرى مدّت بيست سال براى جمعآورى لغات اصيل عرب در ميان عرب عاربه فحص و بحث و جدّ و جهد نموده است . در كتب رجال او را در علم و فطانت و ذكاوت ، نادره دوران و اعجوبه زمان گفتهاند . جوهرى نخستين كسى است كه لغات عربيه را به ترتيب حروف هجا مرتّب كرده است .
اين مرد بزرگ در راه وصول به هدف شريف فرهنگى خود از كثرت سير سهمگين در بلاد و قرى و به وادى سوزان عربستان بدين فكر افتاد كه شايد بتواند راه چارهاى انديشد و وسيله طيران اختراع كند تا از جايى به جايى پرواز كند - چنان كه قبل از او وسيله طيران براى سليمان پيغمبر ( عليه السلام ) بلكه به شهادت تاريخ براى برخى از مردم عصر او نيز بوده است - تا اين كه به بلند انديشى و نبوغ فكرى خود وسيلهاى براى طيران اختراع كرد جز اين كه در هنگام امتحان ، حادثه سقوط به دو روى نمود و سبب وفات او شد ؛ و ديگران به جاى اين كه آن نظر بلند چنان نابغه زمان را دنبال كنند و آن وسيله اختراعى او را تكميل كنند و به نتيجه مثبت برسند - چنان كه ديگران بعد از چند قرن بدان رسيدهاند - آن جناب را به اختلال عقل منسوب كردهاند و گفتهاند :
انّه تغيّر عقله و عمل دفّتين و شدّهما كالجناحين و قال : أريد أن أطير و قفز به من علو فهلك .
يعنى اختلال عقل به دو روى آورد و دو تختهاى را مانند دو بال به يكديگر بست و گفت : مىخواهم پرواز كنم و از بلندى افتاد و مرد .
به موضوع بحث برگرديم :
دأب مفسّرين قرآن كريم هم بر اين شيوه پسنديده يادشده جارى شده است كه
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٦٩