تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ .
حاصل اين كه خداوند سبحان در سوره مباركه يس از آيه چهاردهم حكايت فرموده است از فرستادگان عيسى پيامبر ( عليهم السلام ) به انطاكيه كه مردم انطاكيه فرستادگان عيسى پيامبر را دربار نخستين تكذيب كردند فكذبوهما . . . ، و آن فرستادگان در ردّشان فرمودند :
إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ ؛
و بار دوم كه مردم انطاكيه در انكار تشديد كردند كه
قالُوا ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا . . .
، فرستادگان نيز در تأكيد تشديد كردند و فرمودند :
رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ .
غرض اين كه مرحوم استاد اعتمادى براى تفهيم مطلب كتاب فرمود : هر گاه شخص خالى الذهن را مىخواهيد خبر دهيد حرف تاكيد نياوريد و جمله را مؤكد نكنيد ، مثلا بگوييد : « زيد قائم » . و اگر خبر شما را انكار كرد و قبول نكرد ، آنگاه خبر را مؤكّد كنيد و بگوييد : « إنّ زيدا قائم » . باز اگر در انكار اصرار كرد شما هم تأكيد را تشديد كنيد و بگوييد : « إنّ زيدا لقائم » . و باز اگر سر باز زد و از قبول خبر امتناع كرد شما نيز تاكيد را بيشتر كنيد و بگوييد : « و اللّه إنّ زيدا لقائم » . عرض كرديم : حاجى آقا باز اگر انكار كرد و قبول نكرد چه كنيم ؟ برافروخت و فرمود : كسى كه با قسم خوردن به نام خدا قبول نمىكند بايد از او اعراض كرد . بدنبال بحث پيش از نقل حكايت استاد گوييم : از اين جهت كه علم به احوال و كيفيات جمله‌ها و مركبات نيز مانند علم به وضع مفردات لغت هر قوم احتياج به سماع از آن قوم دارد ، طبقات گفتار ادباى هر زبان بلند و پست دارد ، در اين معنى شاعر چه نيكو گفته است :
در بيان و در فصاحت كى بود يكسان سخن * گرچه گوينده بود چون جاحظ و چون اصمعى در كلام ايزد بيچون كه وحى منزل است * كى بود تبّت يدا مانند يا ارض ابلعى
و زبان عربى در كمال و تمام هم درياى وسيعى است كه تاكنون هيچ لغت