سبب پيدايش و تدوين كتب لغت عربى
چون احكام اسلام و علوم آن مبنى بر قرآن و حديث است و هر دو به لفظ عربى ، و عرب هم بعد از ظهور اسلام براى فتح بلاد و ترويج دين و نشر آثار و احكام إلهى با عجم آميختند و زبانها عجم و لغات آنان در عرب راه يافت ، و بيم آن بود كه بر اثر اين اختلاط و آميزش ، لغت اصلى اصيل عرب و فصاحت و بلاغت آن به طول عهد فراموش گردد و در علم قرآن و حديث به روى مردم بسته گردد ، لذا در وهله اولى علم به لغات عرب از تفصيل لغاتى كه دالّ بر ذات باشند و آنهايى كه بر معانى و أحداث دلالت دارند ، و بيان كلمات دال بر اشخاص و الفاظ متباينه و مترادفه و مشتركه ، و از همه مهمتر تميز اصيل لغات از دخيل ، اهمّ مىنمود چه علم به آن كليد ساير علوم قرآن و حديث است ، و تا علم به آن حاصل نشود معرفت به آنها ميسّر نگردد ؛ از اين روى و بدين سبب برخى از دانشمندان در صدر اسلام دراينباره دامن همت به كمر زدند و رنجها بردند تا خدمت به فرهنگ دين و جامعه اسلامى نمودند . به خصوص كه اعتناى آنان به لغت فصحاء و بلغاء عرب بود كه در نزد همه جودت گفتارشان مسلّم باشد نه از همه عرب .
مثلا محاورات و لغات قريش را كه افصح لغات بود از جهت دورى آنان از بلاد عجم و عدم آميزش با آنها ؛ و سپس لغات طايفه ثقيف و هذيل و خزاعه و بنىكنانه و غطفان و بنىاسد و بنىتميم و قيس غيلان و امثال آنان كه با قوم ديگر معاشرت و حشر نداشتند و لغت اصيل آنان بر اثر اختلاط با ديگران تغيير نيافته و تحريف نشده معتبر داشتند ؛ و به لغات قبايل ربيعه و لخم و جذام و غسان و اياد و قضاعه عرب يمن و حمذان و خولان ازد كه با اقوام فرس و روم و حبشه و زنگ و ديگر طوائف محشور بودند اعتماد نكردند .
جوهرى در اول صحاح گويد :
. . . فانى قد أودعت هذا الكتاب ما صحّ عندي من هذه اللغة التى شرّف الله