و چون در قرآن از تقليد آباء و اجداد نهى كرده است و دعوت به دين حق و تحقيق ادلّه را واجب فرموده و مخالفين اسلام و منكرين اديان پيوسته در احتجاج با مسلمانان بودند مسلمانان هم مجبور شدند با آنان از راه استدلال مباحثه كنند و از اين رو بر اقوال حكماى يونان و غير آنان آگاه گشتند و طريقه استدلال و منطق آموختند ، و هكذا چون دقت كنى و نيك بنگرى همه علوم را به بركت قرآن آموختند . . . و پس از اين ثابت مىكنيم كه تمدّن و علوم فرنگى دنباله همان علوم اسلامى است و از مسيحيّت ناشى نشده است .
اين بود كلام مورد نظر استاد علامه شعرانى ( أنار اللّه برهانه ) كه از كتاب ارزشمند و گرانقدر آن جناب به نام راه سعادت به اختصار نقل كردهايم .
6 - آيا « علم دينى » امكان دارد ؟
فهم داعى از عبارت سؤال اين است كه آيا انسانها مىتوانند به اسرار احكام و ديگر فرمودههاى دين الهى آگاه شوند ؟
در پاسخ آن گوييم : همان گونه كه كتاب تكوينى - أعنى نظام هستى - براساس علم و حكمت است كه « عالم يعنى علم انباشته روى هم » ، كتاب تدوينى اعنى قرآن كريم نيز به مثابت كتاب تكوينى است كه عين علم و محض حقيقت است .
مثلا همه احكام واجبات متضمّن مصالحاند ، و همه محرّمات را مفاسدى است . احكام دين از اول كتاب طهارت تا آخر كتاب ديات بر مبناى علل و اسباباند . از خوردن غوره و آب آن ، و انگور و شيره و سركه و كشمش آن منع و نهى نفرموده است ، ولى از شرب خمر آن چون مفاسد و مضارّ آن بسيار است امر به اجتناب فرموده است كه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ .
« 1 »
هامش
( 1 ) - مائده ، آيهء 93 و 94 .