و گمشدگان را دريابند ، و نفوس مستعده را امداد نمايند . بدين سر مقنّع عارف رومى در دفتر دوم مثنوى ايمائى نموده است كه :
شير مردانند در عالم مدد * آن زمان كافغان مظلومان رسد
بانگ مظلومان ز هر جا بشنوند * آن طرف چون رحمت حق ميدوند
اشخاص يادشده همه قائم به آن نفس متأله منشى آنهايند كه قيام فعل به فاعل يعنى معلول به علّت است . در اين امر ، حدوث اشباح صفحه تلويزيون در آن واحد در مواضع مختلف ، تا حدّى تنظير مناسبى است ؛ و لكن اين صنعت است و سايه بىجان ، و آن خلقت باذن اللّه است و اشخاص حىّ متصرف كه در حقيقت از شئون يك نفس متألهاند .
عو - آنكه از خواب غفلت بيدار شده است از نامحرمان - اعنى از خفتگان و مردگان - دورى گزيند و حيات ابد آرزو كند ، و چندان كه گرفتار به درد چشم دريافتن چشمپزشك برآيد ، او دو صد چندان در جستن زنده زنده كننده .
در اصحاح هشتم انجيل متى آمده است كه :
يكى از شاگردان حضرت مسيح ( عليه السلام ) به دو گفت : اى آقا مرا بار ده كه نخست بروم پدرم را به خاك سپارم ؛ به دو فرمود : پيرو من باش ، مردگان را بگذار مردگانشان به خاك سپارند .
و در شريعت خاتم ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مردى انصارى از رسول الله پرسيد : هر گاه جنازه و مجلس عالمى پيش آيد كدام يك در نزد تو محبوبتر است تا حاضر شوم ؟ فرمود اگر براى تجهيز و دفن جنازه كسى هست ، همانا كه حضور مجلس عالم برتر از حضور هزار جنازه است .
عز - آنكه در حدوث نفس مطالعه دقيق داشته باشد ، مبدأ تكوّن او را قوه طبيعى اعنى جسمانى يابد ؛ قوهاى كه از كثرت و شدّت قابليت فعليت ، كأنّ از سنخ مادّه برتر است اعنى همان نفس طبيعى را در به دو امر ، حظّى از ملكوت و تجريد است . در اصحاح چهارم انجيل مرقس آمده است كه حضرت عيسى پيمبر ( عليه السلام ) در ترغيب اين كه : « نيكى اندك را در ملكوت پاداش بزرگ است » به