آن در مىآيد . ابن سينا شيوا و رسا گفته است : المنصرف بفكره إلى قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحق في سرّه يخصّ باسم العارف .
س - آنكه نفس آگاه دارد روى دل را با اللّه دارد ، و فرموده كشاف حقائق امام به حق ناطق جعفر صادق ( عليه السلام ) را كه : القلب حرم اللّه فلا تسكن فى حرم اللّه غير اللّه ، حلقه گوش خود كند .
سا - آنكه نفس را بسيط شناخت مىداند كه تعريف البسائط لا يكون إلّا بلوازمها ، لذا معرفت فكرى به بسائط را نشايد ، اما معرفت شهودى كه فوق معرفت فكرى است ميسر است . چنان كه در حكمت متعاليه محقق است كه :
حقيقة الوجود هى عين الهوية الشخصية لا يمكن تصورها و لا يمكن العلم بها إلا بنحو الشهود الحضورى .
سب - آنكه صاحب همت باشد و نفس را از اشتغال بدين نشأه انصراف دهد ، گاهى تمثلاتى در لوح نفس خود مشاهده كند ، و گاهى حقائقى بىتمثل دريابد ، و از اين حالت آگاهى يابد كه آنچه به آدمى در حالات نوم و تنويم و غشوه و خوف و احتضار و نظائر آنها روى مىآورد ، هيچيك موضوعيت در روى آوردن تمثلات و ادراكات ديگر ندارد ، آنچه كه موضوعيت دارد انصراف از نشأه عنصرى و اعراض از تعلقات اين سويى است و چون انصراف در بيدارى هم روى آورد نتيجه هزاران خواب و احتضار را مىدهد .
سج - آنكه در تمثلات نفس تأمل كند ، جميع تمثلاتش را يك نحو ادراكش مىيابد كه براى شخص او حاصل شده است و ديگرى بدان آگاه نيست ؛ چنان كه كريمه
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
در اين حكم حكيم ، معيار عدل و ميزان قسط است . و عمده آن است كه سرّ لها درست ادراك شود ؛ نظير كريمه
لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
كه در للانسان بايد دقت كرد . و رواياتى كه در احوال و اطوار انسان در عوالم عديده به لفظ تمثل و اشباه آن حقائقى را نام مىبرند . بههمين مثابتاند و بازگشت همه به لها و له به بيان مذكور است .
سد - آنكه در تن و روان خود بينديشد ، خود را يك چيز دو چيز بلكه چند چيز