تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
و اشياء اسماء عينىاند ؛ قرآن كريم فرمايد :
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ،
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
؛ پس قرآن و عرفان و برهان را از يكديگر جدايى نيست . مد - آن‌كه خود را زرع و زارع و مزرعه و بذر خود شناخت ، بيش از هر چيز به كشت و كشتزارش پرداخت . مه - آن‌كه نفس را بسيط شناخت او را ابدى يافت ؛ زيرا كه تباهى مر مركّب را است ؛ و جوهر بسيط عقل و عاقل و معقول است . مو - آن‌كه در ادلّه تجرد نفس - اعمّ از تجرد برزخى ، و تجرد تام عقلى ، و تجرّد اتم فوق تجرّد عقلى آن - تدبر كند همه را منتج يك نتيجه يابد كه نفس جوهر بسيط أبدى است . مز - آن‌كه در تصرف انسانهاى كامل در ماده كائنات دقيق شود ، معجزات و خوارق عادات را از قوت و قدرت نفوس قدسى آنان باذن الله يابد . مح - آن‌كه در معنى حقيقى سعادت انسان درست نظر كند پىبرد كه سعادت نفس انسانى اين است كه از كمال وجودى خود در عداد جواهر مفارق از ماده قرار گيرد تا در صدور افعالش مانند قوام ذاتش از ماده طبيعى بىنياز گردد ، چنان كه وصى ( عليه السلام ) فرمود : و اللّه ماقلعت باب خيبر و قذفت به اربعين ذراعا لم تحسّ به اعضائى بقوة جسدية ، و لاحركة غذائية ، و لكن أيدت بقوّة ملكوتية و نفس بنور ربها مستضيئة . يعنى سوگند به خداوند من به قوت جسدى و حركت غذائى در از خيبر برنكنده‌ام و آن را به چهل ارش بدور نيفكنده‌ام چنان كه اعضايم بدان احساس نكرده است ، و لكن به قوّت ملكوتى و نفسى كه به نور ربّ خود مستضىء است ، بر آن دست يافتم . و بعبارت ديگر : سوگند به خداوند من به تأييد قوّت ملكوتى و نفسى كه به نور رب خود مستضىء است در از خيبر بركنده‌ام و آن را به چهل ارش بدور افكنده‌ام چنان كه اعضايم بدان احساس نكرده است ، نه به قوت جسدى و حركت غذائى . مط - آن‌كه چند روزى خود را از هرزه‌خوارى و هرزه‌كارى ، و از گزاف و