در وحدت صنع صورت شگفتش چه مىگويد ؟ !
يط - آنكه در وادى مقدّس من كيستم قدم ننهاده است ، خروارى به خردلى .
ك - آنكه از اعتلاى فهم خطاب محمّدى سرباز زده است ، خود را به مفت باخته است .
كا - آنكه طبيعتش را بر عقلش حاكم گردانيده است ، در محكمه هر بخردى محكوم است .
كب - آنكه در اطوار خلقتش نمىانديشد ، سوداى او سراسر زيان است .
كج - آنكه خود را زرع و زارع و مزرعه خود نداند ، از سعادت جاودانى باز بماند .
كد - آنكه غذا را مسانخ مغتذى نيابد هرزهخوار مىگردد ، و هرزهخوار هرزهگو و هرزهكار مىشود .
كه - آنكه كشتزارش را وجين نكند از گياه هرزه آزار بيند .
كو - آنكه « من عرف نفسه فقد عرف ربه » را درست فهم كند ، جميع مسائل اصيل فلسفى و مطالب قويم حكمت متعالى و حقايق متين عرفانى را از آن استنباط تواند كرد ؛ لذا معرفت نفس را مفتاح خزائن ملكوت فرمودهاند . پس برهان شرف اين گوهر يگانه اعنى جوهر نفس ، همين مأثور شريف من عرف بس است .
كز - آنكه در كريمه
وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ،
هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ ،
كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً
« 1 » ، و نظائر آنها به خوبى انديشه كند جزا را موافق اعمال و عقائد مىيابد .
كح - آنكه در آيات
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ،
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ ،
ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً
« 2 » ، و أشباه آنها نظرى صحيح اندازد دريابد كه انسان شب و روز در مطلق
هامش
( 1 ) - يس ، آيهء 54 ؛ آخر مطففين ؛ بقره ، آيهء 36 .
( 2 ) - هود ، آيهء 47 ؛ آل عمران ، آيهء 31 ؛ كهف ، آيهء 50 .