تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
مىشود به قول عارف ذو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى :
تو فرشته شوى ار جهد كنى از پى آنك * برگ توت است كه گشته است به تدريج اطلس
و ملكه و ملك ملك مىآورد « بيده الملك » . و بايد به آداب و عدد كار كرد . حافظ شيرين سخن گويد :
طى اين مرحله بىهمرهى خضر مكن * ظلماتست بترس از خطر گمراهى
و با گفته ما در غزلى از ديوانم منافات ندارد :
در ره دوست ندارد خطر گمراهى * به حقيقت برو اى دوست كه تا خود دانى پير ما گفت به پيمانه خمخانه هو * ننهى دست اگر تا ندهى پيمانى
اى عزيز رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور ما را در اين مسائل اهميّت بسزا است . قوله :
قفل هر كارگشايى به مراد * گردى از فيض مداما دلشاد ( 38 )
صورت بيت در نسخه خطى جواهر الأسرار بدين گونه است :
قفل هر باب گشايى به مراد * گردى از فيض قرائت استاد
زيرا اين اسم مادر موسى است كه هر قفل بسته به خواندن آن گشوده مىگردد . قفل ، هر مشكل است . يكى از اساتيدم ( قدّس سرّه ) برايم نقل كرده است كه جناب آقا سيد احمد كربلائى ، وقتى كليد حجره‌اش را گم كرده بود ، و درب حجره مقفل بود ، مرحوم سيد گفت : مگر جدّه‌ام فاطمه زهراء ( سلام الله عليها ) از مادر موسى كمتر است ، نام او را به زبان آورد و گفت يا فاطمه ، و قفل را كشيد و باز شد . قوله :
چارده نفع رساند اين اسم * اولش آن كه گشايى تو طلسم ( 39 )