تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
يا حى يا قيوم ، يا قديم يا دائم ؛ و پيش از يا احد ، يا واحد آورده . ( حظ و لذ ، ط 1 ، ص 88 ) . راقم گويد : همه اين نكات شيرين و دل‌نشين است ، ولى به هوش باش كه عمده اين است انسان عيسوى مشرب بشود ، و إلّا :
گر انگشت سليمانى نباشد * چه خاصيت دهد نقش نگينى
به كلمه 223 هزار و يك كلمه رجوع بفرماييد . قوله :
هرچه در عالم از اين اسم بپاست * زان كه اين اسم كنوز الأسماست ( 30 )
در توحيد صدوق ، و در مسند زيد ( ط 1 ، ص 441 ) ، و در اول اربعين قاضى سعيد قمى آمده است كه : روى عن النبي ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) ان للّه عز و جل عمودا من ياقوت حمراء رأسه تحت العرش ، و اسفله على ظهر الحوت في الأرض السابعة السفلى . . . . قاضى مذكور در شرح آن گويد : لعل العمود الواسط بين العرش العظيم و الأرض السابعة هي الألوهية التى تقوم بها السماوات عقولها و نفوسها و ارواحها ، و الأرضون قواها و صورها و أجسامها ، و بها ينتظم النظام و يصلح أمر المبدأ و الختام . . . . زان كه اين اسم كنوز الأسماست ؛ كه اين قصيده بدان مسمّى است . قوله :
اين در از نه صدف اسرار است * بىبدل چون گهر شهوار است ( 31 )
نه صدف ، تسع بساط بيت دوم است . در غزلى از ديوان اين كمترين آمده است :
اين چه درياى شگرفى است كه از لجّه آن * در يك دانه آدم به كنار آمده است
قوله :
وه چه اسم است كه بسيار كسى * نيستش بر سر آن دست‌رسى ( 32 )
آن اسم قلب حرف تعجب اول بيت است كه عدد سر خفى و ذكر خفى است