« يا هو يا من لا هو الا هو » راقم به آن جناب عرض مىكند :
اين همانست كه دارند همه * ليك سر كرم سه كارند همه
با كه گويم سخن اى عين عيان * وه خود قلب كن و نيك بخوان
تو عيانى و حسن هست نهان * رحمت حق به نهان و به عيان
آرى بسيار كسى نيستش بر سر آن دست رسى ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ ، *
يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ . *
بدان كه در نسخه خطى جواهر الأسرار بيت 31 و 32 مسبوق به بيتى است و صورت هر سه بيت بدينگونه است :
اى كه دارى سر تكسير حروف * بنگر اين قاعده از روى وقوف
كاين درى از صدف اسرار است * بىبدل چون گهر شهسوار است
اين طريقى است كه بسيار كسى * نيستش بر سر اين دادرسى
چنان كه در ديباچه رساله گفتهايم اين صد و چهار بيت رائج ، التقاطى محرّف و ناموزون از منظومه اصل است ، و غرض عمده ما اشاراتى استحسانى به نكاتى در عرفان عملى است كه از ظاهر عبارت برخى از ابيات ارائه مىدهيم .
قوله :
خاصيتهاش ندارد پايان * عارفان نيز بدان در تابان ( 33 )
رنج آفاق كه نيك و بدحال * مىتوان يافت به سنج اجمال ( 34 )
صورت اين دو بيت در نسخههاى چاپى رائج همين گونه است كه مسطور شد . و چون مىگويد نيك و بد حال مىتوان يافت به سنج اجمال ، شايد آفاق محرّف اوفاق باشد چون كه در جفر منبرى كه از سفينه تكسير احمدى به درياى جفر جامع سير مىشود ، حروف سؤال را بايد در مربع چهار در چهار به طريق خاص وضع كرد ، به تفصيلى كه در دروس أوفاقيه و جفريه تحرير كردهايم . به سنج اجمال ، يعنى به سنجيدن اجمال . و خود سنج معرّب سنگ نيز آمده است . و لكن صورت اشعار در نسخه جواهر الأسرار خطى ما بدين گونه است :
فصل پنجم ز رموز مدخل * بنوشتم به نمودار عمل