نقل كردهاند . و بعضى رسالهاى در شرح اسم اعظم كه مرادش همين رموز شرف شمس است نوشته است ؛ اين رساله با مجموعهاى به نام اربعة كتب اسماعيليه به طبع رسيده است . و آنچه را كه اين كمترين در بيان شرف شمس گردآورده است خود رسالهاى خواهد شد .
قوله :
هر چه برخاست از اين تسع بساط * وانچه پيداست از اين هفت رباط ( 2 )
تسع بساط طبقات نهگانه افلاك كلىاند ، و هفت رباط اقاليم ارضى ، و يا طبقات آن سبحان اللّه رب السماوات السبع و ربّ الأرضين السبع . . .
علامه شيخ بهائى در خلاصة الحساب فرمايد : « إن ميزان العدد مايبقى منه بعد اسقاطه تسعة تسعة » .
فرهاد ميرزا در كنز الحساب ( ط 1 ، ص 17 ) در شرح آن گويد :
بدان كه اهل حساب براى صحّت عمل ميزانى قرار دادهاند كه بدان معلوم مىشود كه عمل صحيح شده يا نه . و بدان كه ميزان عدد آن چيزى است كه باقى بماند از آن عدد بعد از اسقاط نه نه . و نه را اختصاص براى آن دادهاند كه همه عشرات و مئات و غيره را چون نه نه إسقاط نمائى صورت أصلى او برقرار مىماند . مثلا از پنجاه بعد از اسقاط نه نه باز پنج كه صورت اصلى پنجاه است باقى مىماند ؛ و همچنين از شصت بعد از اسقاط نه نه شش كه صورت اصلى اوست باقى مىماند ، و قس على هذا غيره .
عدد نه آخر مرتبه آحاد است ، و هر عددى در آن ضرب شود حاصل منتهى به نه است .
از يك تا نه موافق با جمل كبير آدم است كه « هم » است و محبوب خدايست
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 1 » و موافق با جمل صغير هم آدم است ، و مجموع آن « اجهزط بدوح » است كه هر يك را رساله يا رسائلى بايد ، لذا نه را أمّ الأعداد گفتهاند . و اعداد تا
هامش
( 1 ) - مائده ، آيهء 55 .