تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
اشارت رفت ؛ و أما در « اى » زيرا كه ذكر خفى و سرّ خفى است
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا
« 1 » . اى ، يا است و هر دو در وسط قل هو اللّه است . در تفسير مجمع البيان ضمن سوره اخلاص روايت شده است : عن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) انّه قال رأيت الخضر في المنام قبل بدر بليلة ، فقلت له : علّمني شيئا أنتصر به على الأعداء ، فقال : قل : « يا هو يا من لا هو إلّا هو » فلمّا اصبحت قصصت على رسول اللّه ( صلّى الله عليه و آله و سلّم ) فقال : « يا على علّمت الإسم الأعظم . . . » الحديث ، فانتبهوا . علامه شيخ بهائى ( قدس سرّه ) در دفتر چهارم كشكول ، از شيخ اجلّ سعدى نقل كرده است كه گفت :
دل گفت مرا علم لدنّى هوس است * تعليمم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه الف گفت دگر گفتم هيچ * در خانه اگر كس است يكحرف بس است
و حافظ شيرين سخن گويد :
نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار * چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم
در دفتر دل نيز ثبت شده است كه :
الف كافى و قرآنست كافى * تعالى اللّه از اين حسن توافى در ادوار يكايك از دواير * الف در اول است و هم در آخر الف در عالم عينى الوف است * بمانند الف ديگر حروف است بود اين نكته‌ها بسيار باريك * كه بىاندازه روشن هست و تاريك
دو عالم ، عالم امر و خلق است
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
« 2 » أمر « كن » است . يقول لما اراد كونه : كن فيكون لابصوت يقرع و لابنداء يسمع ، و انما كلامه سبحانه فعل منه أنشأه و مثّله . . . . ( نهج البلاغة ، خطبة 184 ) . خلق قائم به امر است ، و كلمه امر در شعر لطيف . « يك امر » اشارت است
هامش
( 1 ) - مريم ، آيهء 4 . ( 2 ) - اعراف ، آيهء 55 .