تحريف شده است . و هستى در اين مصراع اشاره به وجود صمدى است .
قوله :
نزد اهل خرد و أهل عيان * حرف جسم و عدد اوست چه جان ( 5 )
يعنى اعداد حروف ار نبود * سرّ دعوات مقرّر نشود ( 6 )
عيان ، تلويح به تخلّص ناظم « عيانى » است . و « جسم » با سين سعفص است ؛ در نسخهها به جيم با ياى حطى تحريف شده است ، چنان كه « اعداد حروف » در بيت ششم به « اسماى حروف » تحريف گرديده است . و تحريفات اين منظومه در نسخهها بسيار است .
همان گونه كه انسان را ظاهرى به نام جسم و كالبد و پيكر و بدن و تن و شبح و جسد و هيكل و اندام ، و باطنى به نام روح و جان و نفس و روان است ؛ همچنين در علم حروف ، ظاهر حرف را جسم و باطن آن را كه عدد آن حرف است روح آن حرف گويند ، چنان كه در كتب مربوطه فرمودهاند : « الحروف أشباح ، و الأعداد أرواح » .
در نسخه خطى جواهر الأسرار متعلق به راقم در ميان دو بيت پنجم و ششم مذكور ، اين دو بيت آمده است ، بدين صورت :
نزد اهل خرد و أهل عيان * حرف جسم و عدد اوست چه جان
در عملهاى حروف و تكسير * جان بىجسم ندارد تأثير
جسم بىجانش نباشد هنرى * ندهد زود نتيجهاش اثرى
يعنى اعداد حروف ار نبود * سرّ دعوات مقرّر نشود
دارد اعداد قواعد بسيار * كه در آنهاست رموز و تكرار
و با اين ترتيب ، عنايت مذكور را أعنى « يعنى اعداد حروف . . . » را مزيّت و موقعيّت خاصى است كما لا يخفى .
بدان كه مراعات اعداد را در تأثير اعمال اهميّتى بسزا است . ناظم قصيده - اعنى عالم جليل محمود بن محمّد دهدار متخلّص به عيانى در اول رساله خلاصه جواهر الأسرار گويد :